سحرگاه روز 25 اوت
1941 م ( سوم شهریور 1320 ) درست یازده روز پس از انتشار منشور
آتلانتیک که طی آن چرچیل و روزولت آزادی و استقلال و حق تعیین
سرنوشت را برای کلیّه ی ملّت های جهان به رسمیت شناخته بودند ،
کشور بی طرف ایران از شمال و جنوب و غرب مورد تهاجم قرار گرفت
و شوروی و بریتانیا با همان شیوه هایی که به دشمنان خود نسبت
می دادند ، به ایران حمله کردند .
نیروهای شوروی مرکب
از شش لشکر پیاده نظام و زرهی از سه نقطه وارد خاک ایران شدند
. نیروهای انگلیسی حملات خود را از ناحیه ی غرب و جنوب غربی
آغاز کردند. فرمانده ی عملیات به نیروهای انگلیسی مقیم عراق
دستور داده بود که خود را برای تصرّف تأسیسات نفت خوزستان ،
کرمانشاه ، بنادر و ایستگاه های راه آهن جنوب ایران آماده کنند
. به ناوگان انگلیسی مستقر در خلیج فارس نیز دستور داد نیروی
دریایی ایران را که در خرمشهر متمرکز بود ، از بین ببرد .
1
در نیمه شب سوم
شهریور یک ستون از قوای مختلط انگلیسی و هندی از بصره عزیمت
نموده و در نهایت سکوت و آرامش از اروندرود گذشته و سحرگاه در
ساحل ایران پیاده شده و خرمشهر و آبادان را مورد حمله قرار داد
.
در 4 شهریور نیروی
هوایی انگلیس ، اهواز را بمباران کرد و تعدادی از هواپیماهای
ایرانی را در روی زمین از کار انداخت .
در برابر تهاجم
متفقین بسیاری از فرماندهان لشکرها ، راه فرار را در پیش
گرفتند و کوچک ترین مقاومتی نشان ندادند . فقط در جنوب و غرب
لشکرهای خوزستان و کرمانشاه تا حدودی مقاومت کردند . به علّت
نامطمئن بودن راه شمالی به منظور ارسال تدارکات به روسیه ،
ایران می بایستی به صورت شریان حیاتی برای رساندن وسایل جنگی و
آذوقه به روسیه در می آمد و بدین ترتیب چاره ای نبود جز این که
ایران تحت نظارت متفقین قرار گیرد .
ارتش ایران نخست
مقاومت کرد لکن پس از دو روز کابینه استعفا نمود و نخست وزیر
جدید ، محمّدعلی فروغی ، به ارتش دستور داد تا تسلیم شود .
قوای انگلیس مناطق جنوبی ایران و روس ها ایالات شمالی
را اشغال کردند . 2
انگلیسی ها در این
هنگام از راه زمین ، دریا و هوا خرمشهر ، آبادان ، اهواز ،
مسجدسلیمان ، هفتکل و مناطق نفت خیز را با پیاده کردن نیروهای
نظامی متصرف شدند .
هدف قوای اجنبی حفظ
و حراست از منابع سرشار نفت جنوب ، پالایشگاه آبادان و . . .
بود . هدف از لشکرکشی به هفتکل تأمین امنیت و حفظ جان مردم
منطقه نبود ، بلکه به علّت نیاز مبرم موتور جنگی متفقین به نفت
هفتکل بود .
هندی های سیک و
سایر نیروهای انگلیسی به منظور ترساندن مردم در خیابان های
هفتکل رژه رفتند و در دبستان فروردین و 25 شهریور ، سابق کمپ
نظامی برپا کردند و هنوز هم اهالی ، آن محل را کمپ هندی ها می
خوانند .
خانواده ها به
منظور حفظ جان و ناموس خود به روستاهای اطراف رفتند . در
سحرگاه یکی از روزهای جنگ که از طریق هوا در هفتکل نیرو پیاده
می شود ، دو فروند هواپیما دچار سانحه گردیده و در فرودگاه
هفتکل زمین گیر می شوند .
ژاندارمری هفتکل به
فرماندهی استوار دوم عنایت ا... گنجی در محل حاضر شده و آن ها
را امر به تسلیم می کند .
اطرافیان به استوار
گنجی القاء می کنند که شاه و وزراء همه تسلیم شده اند ؛ تو نمی
توانی در برابر آن ها ابراز وجود کنی . تسلیم شو . امّا وی
جمله ی تاریخی جالبی می گوید :
« من سربازم . یک
سپاهی از جان گذشته . مرگ را برای حفظ وطنم به جان خریده ام .
مملکت مال شاه نیست ؛ و من سرباز شاه نیستم . من سرباز وطنم .
» 3
تفنگ خود را قراول
نموده و با آن اقیانوس اراده به سوی متجاوزین ، دقیانوس ستم و
قابیلی یان عصر تیراندازی می کند .سربازان و خلبانان انگلیسی و
نیروهای اهریمنی زمان به سوی این اسطوره
ی نجابت و استقامت تیراندازی کرده و هیکل بلند و رشید او را
سوراخ ، سوراخ می کنند و گنجی که عشق و علاقه ی ویژه ای به
کشورش داشت به خیل عظیم شهدای وطن می پیوندد .
تو نام ور بودی به
دوران نمونه شدی در کلاس زمان
در این کوچ انسان
هنگامه جو شدی میر و سالار این کاروان
آرامگاه او در
هفتکل امروزه مورد احترام مردم است و ملّت ایران تا قیام قیامت
رشادت و خدمت این سرباز فداکار را فراموش نخواهند کرد . خدایش
بیامرزد و از بهشت برین بهره مند گرداند . به لطف خویش خدایا
روانش خوش دار !
ارجاعات و منابع
:
1-هوشنگ مهدوی ،
عبدالرضا ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ، تهران ، نشر
پیکان ، چاپ چهارم 1377 ، ص 72
2- شوادران ،
بنجامین ، خاورمیانه ، نفت و قدرت های بزرگ ، تهران ، شرکت
کتابهای جیبی ، چاپ اوّل 1352 ، ص 52
3- رجبی ، غلامحسین
، هفتکل در گذر تاریخ ، تهران ، انتشارات مروج ، چاپ اوّل ، ص
70
دانش عباسی شهنی
danesh_mis2020@yahoo.com
: E-mail
تلفن منزل :
4442330-0681 همراه : 09163801869
نشانی : خوزستان –
مسجدسلیمان – صندوق پستی 186 – 64915 دانش عباسی
شهنی