ماجرای زائر عبود و استخدام پسرش

اگر فزون خواهی های دارسی در ثروت اندوزی نبود، هرگز شهری صنعتی به نام مسجدسلیمان در    جلگه ی زرخیز خوزستان بنا نمی شد و چتر آسمان سرمایه و نان عده ای از گذشته تا حال در هم می پیچید . طلوع دوباره ی این نخستین شهر پارسیان ، بعد از گذشت چندین سده ، با فوران چاه شماره یک خاورمیانه در خرداد 1287 خورشیدی در میانه ی مسجدسلیمان کنونی و در زمین طایفه ی نصیر انجام پذیرفت که حیات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی منطقه و به ویژه ایران را دگرگون ساخت و از دیرباز تا کنون حکایت ها و خاطرات شنیدنی تلخ و شیرینی را به صندوقچه های پررمز ذهن اهالی که جیب شان از سرمایه ی نفت خالی است سپرد .

این اکتشاف و استخراج باعث شد نفت این شهر پایه ی اقتصاد ملّی گردد و چشم جهانیان را به خود جلب نماید. چاه های نفت یکی پس از دیگری حفر شد . در کنار آنان مسجدسلیمان توسعه یافت و بدین ترتیب نخستین شهر صنعتی ایران و خاورمیانه به وجود آمد. این شهر تا چند دهه مرکز مناطق نفت خیز و پایتخت نفت ایران شد که مهندسین ، کارکنان شرکت نفت و ... از این ناحیه به سایر نواحی جهت انجام فعّالیّت های صنعتی و خدماتی مسافرت می کردند .

در سال های اوّلیّه ی تأسیس پتروشیمی بندر مهشور ( ماهشهر فعلی ) یکی از مهندسین انگلیسی شرکت نفت جهت ساخت پتروشیمی مرتّب از مسیر مسجدسلیمان ، هفتکل ، رامهرمز به ماهشهر می رفت . در یکی از این روزها وقتی که به سوی مقصد حرکت می کرد اتومبیلش از کار افتاده و در نزدیکی یکی از روستاهای عرب اطراف هفتکل حدود چند ساعتی به تعمیر آن پرداخت . وقتی ظهر شد، یکی از اهالی آن روستا به نام زائر عبود که از دور او را دیده بود مقداری ماست ، دوغ ونان از منزل برای وی آورد . هفته ها گذشت تا این که تقدیر چنین خواسته بود که همان مهندس انگلیسی باز از آن مسیر بگذرد . پس از توقّف در کنار آبادی، جویای احوال زائر عبود که زمانی به او محبت کرده شد ؛ روستائیان به وی گفتند : چند روزی است که فوت کرده . آن انگلیسی پس از اعلام تأسّف و ناراحتی ، پرسید که آیا فرزندی دارد که بتوانم او را به استخدام شرکت در آورم ؟ آن ها پسر نوجوانی را به مهندس سبز چشم بریتانیایی نشان دادند . وی نیز به آرامی فرم شرکت نفتی آرم داری را از کیف خود بیرون آورده و پس از نوشتن مطلبی سفارشی و امضاء و مهر ، آن برگه را به نوجوان یاد شده به همراه مقداری پول تحویل داد . پسر مذکور در شرکت استخدام گردید . به صورت شبانه نیز درس می خواند و درآمد خانواده را تأمین می کرد . بعدها کارمند شده و روزگار خوشی را گذراند و توانست عده ی دیگری از بستگانش را نیز در شرکت نفت مشغول کار نماید .

به درستی گفته اند که :   

هر که به نیکی عمل آغاز کرد          نیکی او روی بد و باز کرد

                     عمر به خُشنودی دل ها گذار           تا ز تو خشنود شود کردگار

                      نباشد همی نیک و بد پایدار            همان بِه که نیکی بود یادگار

 

 

                                                               دانش عباسی شهنی

 

 

 

 

 

danesh_mis2020@yahoo.com : E-mail

تلفن منزل : 4442330-0681                    همراه : 09163801869

نشانی :  خوزستان – مسجدسلیمان – صندوق پستی 18664915 دانش عباسی شهنی