پایگاه جامع اطلاع رسانی شهرستان هفتکل.::.Comprehensive information base city Haftkel

By A Web Design

ارسال آثار هشت سال دفاع مقدس در انجمن دوستداران هفتکلانجمن گفتگو پایگاه جامع اطلاع رسانی شهرستان هفتکلفرند هفت - پایگاه جامع اطلاع رسانی شهرستان هفتکل*کلیک کنید*آپلود سنتر شهرستان هفتکلهفنکل بازارچت روم متمرکز شهرستان هفتکلنمایش سایت ما بر روی گوشی موبایل

آمار اعضا ما

آخرین عضو : Angethyfoetty
مجموع اعضا وب سایت : 164
اعضا حاضر در سایت : 0
خوش آمد میگوییم به : 0
ثبت نام شده در این ماه : 0

آمار بازدید کنندگان

576امروزmod_vvisit_counter
4336دیروزmod_vvisit_counter
4912این هفتهmod_vvisit_counter
26519هفته گذشتهmod_vvisit_counter
21018این ماهmod_vvisit_counter
84673ماه گذشتهmod_vvisit_counter
666871کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 39 مهمان حاضر
IP شما: 38.107.179.239
 , 
امروز: 17 بهمن 1390

لینکستان دوستداران هفتکلی

 وبلاگ ورزش هفتکل بازديد[315]
 وب سایت کوکان هفتکلی  بازديد[330]
 سایت خبری پیشکسوتان بزرگداشت زنده یاد پای خسته  بازديد[400]
 هفتكل ديروز و امروز{جمشید عسکری} بازديد[381]
 آموزش الکترونیک (محمدرضا مکوندی) بازديد[415]
 بگماز (حجت ممبینی ) بازديد[263]
 انجمن پایگاه ما بازديد[317]
 چت روم ما بازديد[420]
 هفت فرند بازديد[232]
 آپلود سنترهفتکل بازديد[262]
 نسخه نمایش موبایل ما بازديد[293]
 وب سایت مردمی شهرستان هفتکل بازديد[338]
 هیات هندبال هفتکل  بازديد[359]
 عکاسی کاظمی هفتکل  بازديد[398]
 باران شعر خزان  بازديد[364]
 روستای ترکو هفتکل  بازديد[314]
 هیات تیر وکمان هفتکل  بازديد[249]
 بسکتبال هفتکل ( فرهادجهانگیری ) بازديد[243]
 خوب وبد وطنم هفتکل  بازديد[832]
 شهرداری هفتکل  بازديد[276]
 تصاویر هفتکل برروی سایت پانوراما گوگل  بازديد[296]
 تبیان هفتکل  بازديد[483]
 روستای دره اهوازی هفتکل  بازديد[395]
 وب سایت امام جمعه هفتکل  بازديد[286]
 مسجد امام رضا (ع) توفشیرین هفتکل بازديد[446]
 گالری تصاویر هفتکل( نوید صالحی پور)  بازديد[286]
 روستای چمن لاله هفتکل  بازديد[325]
 دانشگاه پیام نور هفتکل  بازديد[343]
 پانا هفتکل  بازديد[258]
 شهر من هفتکل  بازديد[253]
 وبلاگ معمار جوان هفتکل  بازديد[268]
 نگاهی به مسایل حقوقی ((ابراهیم اسمی پور )) بازديد[259]
 وب لاگ بهمن زکوی  بازديد[260]
 بیمه نوین شعبه هفتکل  بازديد[261]
 پایگاه اطلاع رسانی مسجد حجت هفتکل  بازديد[326]
 وبلاگ بسکتبال پرسپولیس هفتکل  بازديد[258]
 دیارم ((دل نوشته های محمد قربانی از نمره 2 هفتکل )) بازديد[357]
 پایگاه اطلاع رسانی فوتبال هفتکل  بازديد[272]
 شاه نشین مکوند بازديد[278]
 سایت نفت سفید بازديد[536]

نظر سنجی

آیا با طرح الحاق حوزه ي انتخابيه هفتكل به باغملك موافقید؟
 

پرتال جدید و امکانات جدید

با سلام خدمت بازدیدکنندگان عزیز باز هم سعی کردیم تغییر و تحولی بدهیم ، البته این بار بیشتر از پرتال و طراحی اهمیت دادیم به اعضا پایگاه که امکاناتی در اختیارشان بگذاریم .این قول روهم می دهیم که از امروز به بعد روز های تکراری در پایگاه نداشته باشیم.

تصاویر تصادفی گزارش تصویری

معرفی نخبگان هفتکل

ایمیل چاپ PDF
  

         به قلم : سلیمان اسمی 
       ((ازتُل عاشقي تا كِلوزیوم رُم))      
  گفتگویی ساده وبی پرده بااولین هفتکلی که افتخار حضور درالمپیک را بدست آورد : 
        آقاي مانگشتي ا ميري از جمله بزرگان عرصه ورزش است که درسایه تلاش وسختکوشی فعل خواستن ،توانستن است را بی آنکه بتواند بنویسد، خواند وصرف نمود .با ایشان در مورد چگونگی رو آوردنشان به ورزش در حا ليكه كتاب تاريخ ورزش مسجد سليمان رادردست دارد كه درآنجا از ايشان يادشده وتصوير بلند كردن وزنه شان را نشان مي دهد ،به سادگی به گفتگو نشستیم وایشان اينگونه برايمان تعريف مي كند :    
  زادگا هم طوفشیرین :        
سال ۱۳۱۸درطوفشرين (هفتكل)متولد شدم .ده سا له بودم كه ازنعمت داشتن پدر محروم گشته و بعد ازفوت پدر عهده دار مسئوليت خانواده خود ، برادروخانواده دايي ام شدم از آنجايي كه علاقه زيادي به ورزش داشتم به عنوان توپ جمع كن در با شگاه خيام (تاج)با حقوق روزي يك قران مشغول شدم ودر كنار اين كار به كارهاي ديگري از قبيل خريد براي بازيكنان مي پرداختم تا مخارج خانواده را تامين نمايم.· 
        نقل مکان از طوفشیرین به جارو کارها(اسلام آباد):  
      كم كم از طوفشرين به محله جارو كارها (اسلام آباد)نقل مكان كرديم و هرروز سررا هم در باشگاه نيرو آقايان ناصر چهار لنگ ونيكرو وبگلري و غلامعباس انصاري وجمشيد اعتمادي را مي ديدم كه وزنه بردار ي مي كردندومن آرزو داشتم كه مرا هم به داخل راه دهند اما هر وقت كه مي رفتم آقاي حسين كاووسي مسئول سا لن بيرونم مي كرد .حدود۱۵سا له بودم كه به عنوان نگهبان چا ههاي شركت نفت، بعد از نمره ۴مشغول كار شدم . سر كار كه بودم بيكار نمي نشستم ،لوله ها را جابه جا مي کردم ويا بالاي سرم مي بردم واشتياقم به وزنه برداري مرا وادار به اين كار ميكرد. بعد از نمره ۴، نگهبان بنگله هاي پايين طوفشرين شدم .شبي از شبها عده اي مي خواستند به آنجا دستبرد بزنند ومن مانع شدم وآنها از ترس فرار كردند روز بعد آقاي(( عطار زاده مسئول امور اداري وكارگزيني شركت نفت)) كه كار مرا پسنديده بود مرا خواست وگفت :پسر دوست داري من براي تو چه كاري انجام دهم ؟ من كه سخت مشتاق چنين روزي بودم گفتم خواهش ميكنم بخواهيد كه مرا به با شگاه نيرو راه بدهند .مسئول باشگاه كارمند ها وكارگرها(( اسفنديار خان اصلاني)) از خوانين چهارلنگ بود وهيئت مديره هر ماه درمورد ورود نيرو و جذب افرادجديد جلسه داشتند .        
 شروع رسمی وزنه برداری:
 
اين بار با قاطعيت به سمت با شگاه نيرو رفتم ا ما باز هم مرا با هل بيرون كردند.با ناراحتي گفتم :آقاي كاووسي من بالاخره وارد با شگاه مي شوم .همين خواهشهاي من وراه ندادنهاي آنها مانندشعله اي دروجودم زبانه مي كشيدواشتياقم راصدچندان مي کرد.دريكي ا ز همين روزهايي كه به با شگاه رفته بودم آقاي اصلاني مراديد وگفت:(( توتقاضاي عضويت كرده بودي ؟)) با خوشحا لي گفتم: بله . كاووسي را صدا كرد وگفت :اين آقا از ا مروز مي تواند از باشگاه استفاده كند .انگار همه دنيا را به من داده بودند وارد با شگاه شده ومستقيم به سمت آقاي حيدري مربي وزنه برد ا ري رفته وعرض ادب کردم(ازقبل به من گفته بودند اگر مي خوا هي در وزنه برداري پيشرفت كني بايد در خدمت آقاي نادر حيدري باشي)مشغول نظارت بر كار وزنه بردارها بود.گفتم :من عضو جديدم و مي خواهم وزنه بزنم . بعداز كسب اجازه به سمت وزنه حدود۷۰ كيلويي رفتم وچند بار بالا آوردم واز آن روز به بعد مانندكسي كه گمشده اش را يافته بود باجديت تمرين کردم . هر روز بعداز تمرين،همراه آقای نادرحیدری قدم زنان از باشگاه نیرو به سمت بازار سبزي و تُل عاشقي مي رفتيم .تا ازآنجا نظاره شهر درآرامش باشیم .       
  اولین حضور درمسابقات استانی:
 
در مسابقات داخلي بين شهر هاي همجوار مشكلي نداشتم در سال ۱۳۳۵ با بدن ورزيده تر وانگيزه بيشتر قدم به مسابقات نهادم واين بار با ركورد ۲۹۵ كيلو براي سه حركت يك ضرب دو ضرب وپرس از بين نه حركت انجام شده به مقام اولي استان خوزستان رسيدم به همراه تيم استان در مسابقات كشوري كه در اصفهان برگزار گرديد شركت نموده و در آن مسابقات نيز توانستم با ركورد ۳۱۵ كيلو براي سه حركت ياد شده، اول شده وقهرمان ايران گردم.   
   
   انتقال کار از هفتکل به مسجد سلیمان :
·         روزي عده اي از بزرگان شركت نفت آقايان خسروي ،كسروي ورفيعي به سراغم آمدند واز خواستند به مسجد سليمان بروم. ومن هم كه منتظر فرصتي بودم كه كاري در خور شان واندازه ام پيدا كنم قبول كردم. به باشگاه نفتون رفته ودر آنجا نيز نفر اول مناطق نفت خيز شدم. به هفتكل برگشتم وباز قهرمان اول استان شدم وبه همراه تيم استان در مسابقات كشوري مشهد، باغلبه بر وزنه ۳۳۰ كيلو در سه حركت، نفر اول شدم. پس ازآن، از هفتكل به مسجد سليمان منتقل وبه عنوان مسئول امور ورزش مشغول كار شدم بي آنكه سوادي داشته با شم(( هرگز فراموش نمي كنم كه سهم من از دبيرستان رودكي هفتكل فقط چیدن انجيرهای رسیده جلوي درآن بود )).
·         راه یابی به تیم ملی :    
  
   درسالهاي۳۷ درتبريز ، ۳۸در گرگان قهرمان اول ايران در وزن خود شدم وبالاخره در سال ۳۹ توانستم با كسب ركورد ۴۱۵ كيلو قهرمان دوم جهان يعني((جلال منصوري)) را پشت سر بگذارم ،هم به مقام نخست كشور رسيده وهم به اردوي تيم ملي راه پيدا كرده وافتخار پوشيدن لباس تيم ملي را بدست آورم. درهمان سال زير نظر مربيان تيم ملي آقايان جعفر سلماسي وداود نصيري(استاد نصيري) دراردوي تيم ملي كه دردانشكده افسري كوي دانشگاه جهت شركت در مسابقات جهاني لهستان تشكيل شده بود شركت كردم .درسال ۱۹۵۹درمسابقات جهاني ورشو لهستان به همراه تيم ملي شركت كردم وتوانستم باكسب مقام پنجمي جهان جواز شركت در مسابقات ا لمپيك ۱۹۶۰رم رابدست آورم .    
  
    حضور درمسابقات جهانی والمپیک رُم :  
  
   بعد ازمسابقات لهستان شش ماه دراردوي تيم ملي در تجريش زير نظر مربي انگليسي ((جان وي ير )) و حسن فردوس ومحمود نامجو به همراه نادر حيدري حضور داشتم درسال ۱۹۶۰ به اتفاق ۲۴ورزشكار ديگر در رشته هاي مختلف به همراه نادر حيدري به مسابقات المپيك رُم اعزام شديم در آن سال نتيجه كاروان اعزامي به ا لمپيك كسب سه مدال در كشتي ويك مدال در وزنه برداري بود كه غلامرضا تختي وابراهيم سيف پورمدال نقره ومحمد پذيرايي در كشتي واسماعيل علم خواه در وزنه برداري برنز كسب نمودند. من نيز به مقام هفتمي المپيك رسيدم وايران ازلحاظ تيمي بيست و ششم شد.    
    افتخاراتی دیگر:    
  درسالهاي ۱۳۴۱ در رضاييه ،۴۲ درخرم آباد،۴۳درتهران به مقام اول رسيدم ودر مسابقات جهاني كه در سال ۴۴ تهران برگزار شده بود باركورد۴۴۰كيلوبراي سه حركت پرس ،يك ضرب ودو ضرب به مقام پنجمي جهان و اولي آسيا رسيدم و به عنوان فني ترين وزنه بردار با ۹چراغ سفيد براي ۹حركت انتخاب شدم .        خداحافظی از وزنه:         پس ازآن مسابقات براي بازكردن موقعيت براي جوانترها، ميادين مسابقه راكنارگذ ا شته ،پرچم و وزنه را بوسيدم وبادنيايي ازخاطرات كنار نهادم.درطي اين دوران موفق به كسب ۱۰ مدال طلاي ايران ،طلاي آسيايي،دو مقام پنجمي جهان،هفتم ا لمپيك،و۳مدال طلا ودونقره در تورنمنت هاي كشورهاي همجوار از قبيل ارمنستان ،تفليس ،باكوومسكوشدم . كه در كسب همه اين مدالها نادر حيدري و بسياري ديگر راكه برايم زحمت كشيدند ،سهيم ميدانم    
      تحول دروزنه برداری استان :  
       درسال ۱۳۵۳ به اهواز منتقل وكارم را درآنجا به عنوان مسئول هيئت وزنه برداري استان خوزستان دنبال نمودم وهمچنين با باشگاههاي مختلف درمسجد سليمان وا هوا ز همكاري مي کردم.بعد از انقلاب از سال۵۹ تا۶۵عهده دار هيئت وزنه برداري استان بوده وبراي اولين بار درايران در سال۶۳با همكاري منوچهربرومند رئيس فدراسيون وزنه برداري، تيم وزنه برداري نفت جنوب را به مسابقات با شگا ههاي آ سيا كه در كره برگزار شده بود اعزام کرده ومقام اول را بدست آورديم. جا دارديادي ازديگر قهرمان وزنه برداري هفتكل آقاي اكبرجلالي نمايم كه ايشان نيز زحمت بسيار كشيده ودر سطح كشور داراي مقام هاي متعددي بودند .دراين نوشته از بسيا ري ازعزيزان نام برده ویاد شد كه اگر در قيد حيات هستند براي آنها آرزوي زندگي پربارداشته واگر به ديدار حق لبيك گفته اند از ایزد بی مانند برايشان طلب بخشش مي کنیم.براي آقاي ما نگشتي اميري نيز آرزوي موفقيت وسربلندي نموده همچنا نكه ايشان مايه فخر مردم هفتكل، مسجد سلیمان ومناطق نفت خیز بوده وهستند. 
 
 

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

  • زندگینامه مترجم  شاپور چهارده چریک ازسایت نشریه ادبی عروض گرفته شده است .

  •  


  • نام:شاپور
    نام خانوادگی : چهارده چریک
    تاریخ تولد: چهارم فروردین ماه ۱۳۳۶ خورشیدی – ۱۹۵۷ میلادی
    محل تولد: شهر هفتکل در جنوب ایران

  • تحصیلات: دوره ابتدائی را در دبستان “امید” و دوره متوسطه را در دبیرستان “رودکی” هفتکل، که به قول عده ای بعد از مدرسه دارالفنون یکی از قدیمترین مراکز آموزشی کشور می باشد، طی کردم.
    بعد از طی دوران سربازی که مصادف با انقلاب اسلامی بود، در سال ۱۳۵۸، برای ادامه تحصیل به آلمان آمدم.
    وقتی که این تاریخ را به یاد می آورم، از خودم خجالت می کشم. اوائل “برای چند سال” به آلمان آمدم، و قصدم این بود که بعد از اتمام تحصیل به ایران برگردم. “چند سال” شد “چند دهه” و حالا دارم به ۳۰ سالگی اقامتم در آلمان نزدیک می شوم.
    در بدو ورود به آلمان برای آموختن زبان آلمانی به “انستیتو گوته” در شهر
    Lüneburg (لونه بورگ) رفتم. در این انستیتو بیش از یک سال زبان آلمانی آموختم و سپس به شهر Bremen (برمن) رفته و در کلاس های زبان دانشگاه شرکت کردم ، بعد از چند ماه به عللی به شهر Oldenburg (اولدنبورگ) رفتم و به آموزش زبان آلمانی ادامه دادم.
    بعد از چهار سال آموزش زبان آلمانی از مدرسه عالی معماری در شهر
    Hildesheim (هیلدس هایم) پذیرش گرفته و به تحصیل در رشته معماری پرداختم. شاید یکی از دلایلی که مرا مجبور به تحصیل در این رشته کرد، سوابق کاری خود و خانواده ام بوده که همگی در رشته معماری و ساختمان فعالیت می کردیم. بعد از دو سال و طی کردن نیمی از دوران تحصیل در این رشته، دریافتم که این رشته مرا قانع نمی کند. از این شهر دوباره به شهر قدیمی خود یعنی Oldenburg (اولدنبورگ) رفتم و در دانشگاه این شهر در رشته علوم اجتماعی به تحصیل پرداختم که در سال ۱۹۹۰ میلادی با مدرک فوق لیسانس (کارشناسی ارشد) از این رشته فارغ التحصیل شدم. ولی دغدغه زبان و ادبیات آلمانی مرا رها نمی کرد. دوباره به انستیتو گوته در شهر برمن Bremen مراجعه کردم. انستیتو گوته و دانشگاه مونیخ در یک همکاری علمی و ادبی در رشته زبان آلمانی خدماتی عرضه می کردند و در آنجا موفق شدم که دیپلم بزرگ آلمانی را دریافت کنم.
    بعد از اتمام تحصیل و اخذ دیپلم زیان و بعد از اینکه از این باب خیالم کمی راحت تر شد، به دادگاه شهر
    Oldenburg (اولدنبورگ) مراجعه کردم و به عنوان مترجم امور پناهندگی و خانوادگی ؛ شروع به کار کردم. چند صباحی در همین شهر دفتر ترجمه و کلاس زبان فارسی برای آلمانی ها و کلاس زبان آلمانی برای خارجی ها را دائر کردم.
    سالیان اخیر را فقط به ترجمه متون ادبی گذرانده ام و کتابهای زیر را ترجمه کرده ام، که قعلاٌ در صدد چاپ آنها هستم.

  • ترجمه ها:
    - تاریخ ادبیات آلمان ، از قدیمترین ازمنه تا سال ۲۰۰۰ میلادی
    - تاریخ ادبیات کودکان و نوجوانان آلمان
    - اصول و فنون ترجمه
    - وضع ترجمه و مترجمین در ایران امروز
    - نقدی بر فاوست اثر گوته و ترجمه های فارسی آن آثار آقایان مبشری و به آدین
    - نقدی بر گلیه مرد اثر بزرگ علوی و ترجمه آن، کاری مشترک از شاگردان بزرگ علوی
    - نقدی بر ترجمه آثار هرمان هسه ، هاینریش بل، نیچه، گوته، گونتر گراس
    - نقدی بر ترجمه غزلیات حاقظ و مقایسه ترجمه های مختلفی از این غزلیات
    - صد صورت، زندگینامه بیش از یکصد شاعر و نویسنده آلمانی
    - زندگینامه زنان شاعر و نویسنده آلمانی
    - ترجمه مجموعه داستان “مصاحبه با بابا نوئل، اثر اریش کستنر
    Erich Kästner
    - ترجمه رمان ” به عنوان مثال، برادر من” اثر اووه تیم
    - ترجمه حکایاتی از “برادران گریم”
    Gebrüder Grimm
    - ترجمه کتاب :ضرب المثل های آلمانی
    - تاروت چیست؟
    - هفت مقاله در باره : ۱- جن و پری ۲- زندگی بعد از مرگ ۳- شاکرا ۴- فالگیری! علم یا خرافات؟
    ۵- تقویم و گاهشماری- تقویم های گوناگون (ایرانی – اسلامی- مسیحی- کلیمی)، ۶- آیا اعداد نقشی در
    زندگی ما ایفا می کنند؟ ۷- کابالا چیبست؟
    - زندگی یهویان از تولد تا مرگ
    - مقالات متعددی در باره تاریخ و ادبیات آلمان
    - دفتر شعری نیز دارم با عنوان “عجب حکایتی است!؟”

  • شروع کار من به ترجمه اوائل به صورت تفننی بود، بعد ها به صورت نوعی معالجه و درمان درآمد (چون هنگام ترجمه همه چیز و متاسقانه گاهی همه کس را از یاد می بردم) و اینک نوعی اعتیاد شده است. “ترجمه های بد” مترجمان ایرانی مرا به ترجمه واداشت، که چند و چون آن را در کتابهائی که در بالا ذکر کردم، نوشته ام.
    در دوران دانشجوئی به علت نیازی که به ادبیات فارسی و آلمانی و فرهنگ لغات داشتم ، مجبور بودم که به کتبی که در بازار یا در کتابخانه موجود بودند مراجعه کنم، و همیشه هم ناراضی برمی گشتم. نهایتاٌ اینکه به خودم گفتم: “بهترین نقد از یک ترجمه (بد)، ترجمه دوباره آن اثر است”. بدینگونه بود که شروع کردم به ترجمه.
    علاقه و توجه و نیازی که به ادبیات داشتم، بعد از آموختن زبان آلمانی دو چندان شد. اوائل فقط این آثار را می خواندم ولی بعد ها توجه ام به این نکته جلب شد که که آثاری که از زیان فارسی به آلمانی ترجمه شده اند را با اصل این آثار که به زبان آلمانی بودند مقایسه کنم. نتیجه این کار چند نقدی است که بر ترجمه های فارسی آثار ادیبان آلمانی نوشته ام. تا اینکه ترجمه ی “فاوست” اثر گوته ”
    Goethe“ که کاری بود از آقای مبشری به دست من رسید. هنوز از خواندن آن فارغ نشده بودم که دوستی ترجمه دومی از همین کتاب را که اثری از آقای “به آذین” بود به من هدیه کرد. از همین جا بود که به فکر مقایسه ترجمه هائی اقتادم که توسط دو یا چند مترجم ترجمه شده اند. مانند : فاوست گوته، بوف کور هدایت، ترجمه غزلیات حافظ،، رباعیات خیام و ….
    این کار یک منفعت دیگر هم دارد که بیشتر به درد کار دانشجویان رشته ترجمه یا علاقمندان ترجمه انطباقی می خورد و آن اینکه ما باید دو یا چند ترجمه مختلف از یک اثر را به فال نیک بگیریم. زیرا که آثاری که برای دومین بار از طرف مترجم دیگری ، ترجمه می شوند، بسیار کم هستند و دانشجویان رشته ترجمه باید یاد بگیرند که چطور و چگونه باید ترجمه بکنند و مهم تر از همه اینکه باید یاد بگیرند که چگونه ترجمه نکنند. یعنی ما باید ترجمه های خوب و بد را نه تنها به خوانندگان این آثار، بلکه به دانشجویان رشته ترجمه هم معرفی کنیم تا این دانشجویان بیاموزند که چگونه “نباید” ترجمه کنند.
    از زمانیکه ایرانیان به خارج کشور می آیند، همیشه ۳ گروه بوده اند ، که با زبان و ترجمه مستقیم یا غیر مستقیم در رابطه بوده اند:
    ۱- دیپلمات ها
    ۲- تجار
    ۳- دانشجویان

ولی در این ۲۰ – ۳۰ سال گذشته به علت اینکه تعداد ایرانی هائی که به خارج از کشور آمدند، فزونی گرفت و تعداد آنهائی که به دانشگاه رفتند و درس خواندند و کتاب نوشتند، نیر زیاد شد، مترجمان زیادی نیز پرورش یافتند که تعدادی از آنها واقعاٌ از مترجمین خوب و زبده ایرانی هستند. مقایسه کنید کیفیت کتب، خصوصاٌ کتب علمی و فرهنگنامه ها و لغتنامه ها را با ۳۰ یا ۴۰ سال پیش. ولی متاسفانه مترجمانی نیز هستند که جوان و خام و تازه کار هستند ، و گاهی دیده شده که مترجم جوانی، اولین کارش را با آثار ادبی جهانی شروع کرده و به جای ترجمۀ این کتاب، به آن تجاوز کرده است. من واقعاٌ در به در به دنبال یک واژه ی دیگری می گشتم که از لفظ “تجاوز” استفاده نکنم، ولی واژه ای که عمق فاجعه را به خوبی نشان دهد، نیافتم. این کار، وجهه ای برای این مترجم نیست، گذشته از آن، به شخصیت نویسنده نیز لطمه ی بزرگی وارد می کند.

  • شاپور چهارده چریک
    عده ای از دوستان و خوانندگان مطالبم از من می پزسند که چرا اسم چهارده چریک را برای خودم انتخاب کرده ام. در جواب باید گفت : این اسم را من انتخاب نکرده ام. گرچه اسم بسیار زیبائی است. این اسم سابقه‌ی بسیار طولانی‌ای دارد. این اسم، یا فامیل را یک تیره از ایل قشقائی یدک می کشند. چهارده چریک ها تیره بزرگی از ایل قشقائی هستند .

     

 

عناوین ویژه

یک جوان دیگر هفتکلی خودرا به دار آویخت .
 این روزها پیدا کردن کار برای کسب معاش حلال،  آن قدر سخت ،دشوار و ناشدنی است که حتی اگر رستم دستان را هم به جنگش بفرستی بی شک  از پس آن برنمی آید، مگر آنکه  پر سیمرغی دردست داشته باشد یا پشتش به جایی گرم باشد تابااشارتی ازغیب به دادش برسند و گره گشای مشکلش  شوند !! ادامه مطلب...
گذری بر زندگی غلام کیانپور
دراول آذرماه ۱۳۲۸درمحله برم گاومیشی یک هفتکل ،محله ای که شخصیت برجسته ای چون ((آل علی )) درآنجا سکونت داشت ، متولد شدم. ادامه مطلب...
مسابقات فوتبال فرهنگیان هفتکل
همه ساله  به مناسبت بزرگداشت مقام معلم دراردیبهشت ماه ،  برنامه های مختلفی از سوی اداره آموزش وپرورش هفتکل ادامه مطلب...
وعده هاي عملي نشده رئيس جمهور!
سال اول رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد وي   به هر شهري مي رفت با استقبال كم نظير مردم روبرو مي شد و ايشان هم با برنامه يا بي برنامه وعده هايي مي داد ...   
ادامه مطلب...
حكايت مرد يخي!
دوشنبه پيامكي از دفتر دكتر رضايي به برخي شماره هاي هفتكل مخابره شد:( ( حضور دكتر رضايي روز چهارشنبه ساعت نه صبح درهفتكل ...)) ادامه مطلب...
هفتكل ، شهر من در آيينه !
عجب شهري ، چه پارك هاي قشنگي .... به به عجب خيابان هاي تميزي ...چه بلوارهاي رنگ و وارنگي ... چه استخري ...عجب اداراتي ...چه عالي؛ همه ي مسئولان مال همين شهر هستند ...از اين بهتر نمي شه چون  هيچ كارگري سر ميدون مركزي نيست ، بانك ها پشت سر هم وام مي دهند
 

خاطرات شما ... *ارسالی بازدید کنندگان*

من ایران تقی زاده معلم آسماری

من ایران تقی زاده معلم کلاس سوم ابتدایی تو هستم...از اینکه ازت با خبر شدم خیلی خوشحال گردیدم.مگر می  توان علی مجیدی آن شاگرد دوست داشتنی و همه شاگردان عزیز را فراموش کرد...؟ بهترین

 

ادامه مطلب...
دبستان اميد طوفشيرين و معلم و همكلاسي

با اهداء سلام

اموزگاران من از كلاس اول تا ششم دبستان به ترتيب عبارت بودند از اقايان 1-كلاس اول اقاي فارسي همان يك ماه اول و بعد تا پايان سال اقاي باغ پرداز2- كلاس دوم دبستان ابتداء سال اقاي گنجعلي عباسي دبستان اميد طوفشيرين و معلم و همكلاسي

ادامه مطلب...
حسين گيتي ومعرفي لال احمد كاظمي
با اهداء سلام
اقاي حسين گيتي همسايه قديم و همسن و دوست برادرم اقاي هوشنگ عسكري در دوران كودكي بود( اقاي هوشنگ عسكري، تحصيلات دانشگاهي خود را در زمينه اقتصاد در المان طي نمود .)هم حسين و هوشنگ از كودكي انسان هاي كنجكاو و با هوش و دانش اموزان زرنگي بودند. هيچوقت باز ي با تلفن ابتكاريشان كه با دو سيم مسي باريك و دو قوطي كنسرو صدا را از حد اكثر بيست متري به هم ميرساندند را فراموش نميكنم هر دو از كودكي خيلي با ادب ادامه مطلب...
نسل سرافراز هفتكل

 قهرمان سابق شيرجه مسابقات استاني و كشوري دهه 40،مردي از نسل طلا يي فوتبال هفتكل دهه 40،مديري موفق و دلسوز،از اولين كساني كه مدرك نجات غريق كشوري گرفت و مدتي مسئول استخر هفتكل ،آموزگاري دلسوز و دوست داشتني،نمونه در عرصه مربيگري و مديريت تيم داري،واز همه مهمتراسوه اخلاق وانسانيت كه بيشك  اكثر محرومين و مستضعفان هفتكل قديم او را ميشناسند و از او به خاطر كمك هاي بي دريغ به نيكي ياد مي كنند.حال سخن من با نسل امروزي هفتكل مي باشد اين مسئوليتي بزرگ بر دوش شما عزيزان مي باشدتا پا جاي پاي اين بزرگ واران كه ديگر در ميان ما نيستند بگذاريد و پرچم سر بلندي نسل سرافراز هفتكل را همواره برافراشته نگه داريد.مرحوم علي اكبر حجاب متعلق به نسل سرافراز هفتكل بودكه هيچكاه يادش از دل دوستدارانش و تاريخ هفتكل نخواهد نرفت .کلیک کنید برای دیدن تصاویر

با تشکر فراوان از : آقای قاسم رشيدي {jcomments on}

هزاردستان هفتكل

 دستهایی نت های شاد موسیقی را از میان جنون سینه می دزدند.
دستهایی سیلی محکمی به تصویر آبادی شهر می زنند در ذهن نخبه ای، قصه ی ستمگری این دستان بیش از این هاست
کودکی که از چند قدمی نانوایی بوی نان را استشمام می کند ولی جیب هایش خالی تر از خریدن آنانند و به

ادامه مطلب...
باغ اسكندر گل داده است !
سالها بود مزه ي خيار و گوجه شاه نشين را از ياد برده بوديم ،‌سالها بود آب (( سرپاريو)) خسته و نا اميد در چيله هاي مال مي گشت تا بوته ايي را سيراب كند و نمي يافت آنچه را كه به دنبالش بود... سالها بود يادمان رفته بود پدرانمان از همين آب دهها باغ صيفي كاري  را سيراب مي كردند و گوجه و خيارش را پيشكش هفتكل و ديگر شهرها ادامه مطلب...

آرشیو خبری

مهندس بهزاد صالح بيگي فرماندار هفتكل در اين مورد گفت:...
    عليرضا ممبيني كه  در لبيك به پير جماران و حمايت از...
 مهندس سيد حميد رضا رشيدي مدير جهاد كشاورزي هفتكل...
 مهندس خاكي رئيس سازمان بسيج مهندسين خوزستان در اين...
  با حضور کادر جدید در هیات فوتبال هفتکل گویی جان تازه...
  بعد از حدود سه سال پیگیری وطی مراحل اداری ورسمی...
 ازهمه عزيزان ودوستداران ورزش وهفتكل ممنون وسپاسگزارم...
 بیستم دی ماه ؛سالروز بخون شدن سرسلسله جنبان اصلاحات و...
 نام بزرگانی چون حسین گیتی ، علی یار زارعی، اسفندیار...
 بی تردید برگزاری مسابقات ورزشی وهزینه کردن درا مر...
هفته دوم مسابقات فوتبال بزرگسالان هفتکل با دیدار استقلال وپرسپولیس کلید خورد . قضاوت...
مهندس بهزاد صالح بیگی فرماندار هفتکل درجلسه شورای نظارت بر اشتغال این شهرستان که با حضور...
 بالاخره بعد از یک وقفه حدودا یکساله مسابقات فوتبال هفتکل با بارش باران از سر گرفته شد ....
 سال 1388 از 30 نفر اعزامي تيم  کونگ فو  فول کنتاکت خوزستان به تهران 26 نفر هفتكلي در...
 سر راه پادگان وقتی که میدون  رو دور میزدی ؛و از زیر درختان سرسبز و زیبایی که در دو طرف...
 اینجا سرتیوک است .نامش معلوم نیست به چه معناست اما دردل همه سرتیوکی ها جا دارد وهمه...
 مهندس بهزاد صالح بيگي فرماندار هفتكل در جلسه ي شوراي اداري اين شهرستان با دادن خبر پيش...
سيد حميد حسيني بخشدار رُغيوه در اين مورد گفت: با حضور معتمدين محلي و اداري هشت نفر به...
       بهار که مي شد  فارغ از درس و مدرسه مي زديم به دل کوه و دشت .... شقايق ها به...
    محمد حسين ممبيني شهردار هفتكل در اين مورد گفت: همزمان با بيست و هشتم آذر ــ روز...

آخرین نظرات

عکس های تصادفی از گالری ما