هشتاد و يكمين   سالگرد تولد هفتکل گرامی

  محمد شاهرخ نسب

Naftkhiz3@yahoo.com

 

در تاریخ 13 اردیبهشت 1307 کاوشها و تلاشهای حفاران انگلیسی بعد از دوسال به بار نشست و مته حفاری شرکت بریتیش پترولیوم سینه ی تفتیده ی هفتکل را شکافت و خون مدرنیسم از آن تراوید.دیری نپایید که همای سعادت بر آسمان آن به پرواز درآمد و تاریخ هفتکل به گونه ای دیگر رقم خورد.بعدها هفتکل را اولین شرکت شهر ایران نامیدند و.....کم کم سیل انسانها یی که در جستجوی آرمانشهر بودند به این سرزمین جاری شد.و روزگار گذشت و گذشت تا اینکه ناگهان هویتی موسوم به هفتکلی پدیدار شد و آنگونه دلبسته ی این سرزمین شد که لحظه ای دوری از آن برایش به مثابه ی مرگ بود .اجتماعی که در هفتکل شکل گرفته بود مجموعه از فرهنگها ،منشها ، قومیتها و ...بود. وکدامین اجتماع انسانی را میتوان یافت که در آن اختلاف نباشد و دارای صلحی پایدار باشد ؟ تجربه شرکت شهر هفتکل الگویی برای تولد دیگر شرکت  شهر ها شد . و این بار دومین شرکت شهر ایران و خاورمیانه ( نفت سفید) با به عرصه ی وجود گذاشت و سرنوشت هفتکل و هفتکلی هایش با نفت پیوندی نا گسستنی یافت به گونه ای که تا کنون هم این پیوند چنین  مانده است .اما آنچه امروزه بیش از هر چیز دیگر احساس می شود امروز و آینده ی این مردمان است که خود دارای هویتی هستند و ریشه ها در این سرزمین دارند و.... اینک لازم است که سازمانهای غیر دولتی /فعلان اجتماعی /روشنفکران /دانشگاهیان و کلیه کسانی که به نوعی دلمشغولی هایی در این خصوص دارند در یک حرکت منسجم و همگرایی راهبردی به منظور حفظ و حراست از دستاوردهای تاریخی /اجتماعی /فرهنگی این کهن شرکت شهر بکوشد و با ارایه طرحها و راهکارهای منطقی و مفید راههای اعتلای هفتکل را باز و هفتکل را ازافتادن به ورطه ی فراموشی و حاشیه  انفعال حفظ نمایند.اما روی دیگر سخن با مدیریت نفتی منطقه ووزارت محترم نفت است که دست اندر کار این صنعت و متولی آن هستند که با تعامل و ایجاد زمینه همکاری با انجمن دوستداران هفتکل و همفکری وحمایت مالی به جهت تاسیس  پارک موزه ی نفت ونصب یک دکل سمبلیک بر روی چاه شماره یک هفتکل و سپس ایجاد تسهیلات رفاهی برای بازدید کنندگان از این موزه .انجمن دوستداران هفتکل آمادگی خود را برای هر گونه همکاری در این خصوص را اعلام میدارد و امید است که مسئولین محترم هم به این مهم واقف بوده و زمینه لازم را فراهم نمایند. به امید آنروز

 

ABOUT HAFTKEL

 

HAFT KEL IS THE  SECOND IRAN & THE MEADLE EAST OIL FIELD.THE BIRTH OF  HAFT KEL  STARTED BY THE FIRST DISCOVERIES OF OIL BY (B.P) IN THIS AREA IN 1928.HAFT KEL  IS  LOCATED IN THE NORTHERN EAST OF KHOUZESTAN PROVINCE.HAFT KEL NEIGHBOURS ARE M.I.S IN THE NORTH,RAMHORMUZ IN THE SOUTH EAST AND BAGH –MALEK  IN THE EAST. IMPORTANCE OF HAFT KEL RETURNS TO OIL&GAS WELLS ,STONE MINES AND LIME &GATCH KLINS. IN THE  SPRING THE WEATHER OF HAFT KEL IS MODERATE AND LITTLE HUMID.IN SUMMER THE WEATHER IS SO HOT WITH WIND AND IN THE AUTUMN &WINTER IS VERY COOL AND RAINY IT IS  BETTER THAT  YOU  KNOW  ITS COOLNES IS UNIQUE.POPULATION OF HAFTKEL IS UPPER 50000 APROXIMATLY. HAFTKEL IS A COLLECTION OF TRIBES,RACES&CULTURES.HAFTKEL IS THE TREATORY OF TWO MAJOR TRIBES(GHAHGHAEE TURKS  &BAKHTIARIES) WHICH THEY HAVE MANY BRANCHES.THE TURKS ORIGINATES TO GHASHGHAEE TRIBE WHICH ARE  LIVING IN  FARS PROVINCE,  AND BAKHTIARIES ARE CONCERN WITH (CHALANG)BRANCHES.THE MAJOR GROUPES OF THIS BRANCH ARE MAKEVANDS &MOMBEINIES AND SOME ARAB TRIBES ARE LIVING IN HAFTKEL.HAFT KEL AGRICULTURAL PRODUCTS ARE:        

           WHEAT,BARLEY,VEGETABLE,RICE,ALMOND,OAK AND SO ON .

HAFT KEL HIGHLITES: THE SHRINE OF CAPTAIN (GANJI )AN OFFICER WHO BECOME KILLED BY THE ALLIES FORCES IN HAFT KEL AIRPORT  DURING WORLD WAR  II AND  THE ANCIENT SYMBOLS ON THE  HILL NEAR THIS AREA WHICH IS CALLED [ HAFTA KEL] , ROUDAKI HIGHSCHOOL ONE OF FIRST  HIGHSCOOLS IN OILFIELDS AND IN OTHER WORD IRAN &SEVEN UNKNOWN MURTYRES OF IRAN &IRAQ WAR,OIL SPRINGS IN NAFTSAFID, (GABRI ) ANICIENT CASTLE ,THE LANDS  FULL OF TULIPS IN CHAMAN LALEH,BON –E- SIABS   ANICIENT WATERMILES,SHAHNESHINS HISTORICAL   SUB-TERANEANS AND SO ON               .FINALLY FRIENDSHIP&PEACEFULLNESS BETWEEN  HAFTKELIANS  IS THE GREATEST HAFTKEL  ATTRACTIONS.

 

 

 

تجليل ازهزارو صد دانش آموز  ممتاز مدارس   هفتكل

درچند مراسم  باشكوه با حضورمسئولين، معلمين  و مديران دبستانها،دبيرستانها و مدارس راهنمايي  هفتكل از بيش از هزار دانش آموز ممتاز دختر و پسر هفتكلي    با اهدا لوح تقدير و جوايزي تجليل شد.

به گزارش روابط عمومي اداره آموزش و پرورش هفتكل در اين چند مراسم مختلف از ششصد و پنجاه دانش آموز ممتاز ابتدايي كه قبولي  با معدل بيست را در كارنامه خود داشتند و بيش از دويست و شصت دانش آموز مقطع راهنمايي كه با معدل بالاي نوزده قبول شده بودند و همچنين از نزديك به يكصدو هشتاد دانش آموز دبيرستاني كه موفق شدند با معدل بالاي هيجده نوبت اول امتحانات را پشت سربگذارند با اهدا  لوح سپاس و تقديم هدايايي تجليل بعمل آمد./.

 

 

 

هديه هفتكلي هاي مقيم آمريكا و كانادا به پشت كنكوريها

براساس اطلاعيه اي كه توسط انجمن هفتكلي هاي مقيم آمريكا و كانادا صادر شد از اين پس اين هفتكل دوستان هر ساله به دونفر از محصلين مقطع دبيرستاني كه در اين شهر محروم شده تحصيل مي كنند و در رشته هاي فني مهندسي قبول شوند بورس تحصيلي اهدا خواهند كرد.

اين اطلاعيه مي افزايد : به جهت اهميت رشته هاي فني و مهندسي بايد قبول شدگان حتماً در اين رشته ها قبول شوند و دانش آموز نيز حتماً ساكن  هفتكل ، هفتكلي و محصل دبيرستانهاي اين شهر باشد.

روابط عمومي انجمن دوستداران هفتكل از همه هفتكل دوستان ساكن در آمريكا و كانادا كه  با اين عمل خود محرك دانش آموزان براي تحصيل بيشتر خواهند شد سپاسگذار است .اميدواريم اين گونه حركتهاي علمي فرهنگي از سوي خيرين هفتكلي تداوم داشته باشد.

 

 

مراسم آمادگي براي ورود به امتحانات در دبيرستان دخترانه عفاف هفتكل

دويست و شصت نفر از دانش آموزان دبيرستان دخترانه عفاف هفتكل  در  همايشي يك روزه به بررسي تاثير صبحانه و ورزش در تندرستي و آمادگي هوشي جهت ورود به امتحانات پرداخته و با صرف صبحانه  سالم و اجراي حركات ورزشي در اين مدرسه  بر اين مهم  تاكيد كردند./.

 

 

قُمري دايه مهربانتر از مادر

يك پرنده قُمري در هفتكل از دو جوجه كبوتر نگهداري مي كند.

اين قمري كه ذاتاً كوچكتر از كبوتر است بعداز بيست و يك روز نگهداري از تخمهاي كبوترموفق شد دو عدد از تخمها را به جوجه تبديل كند و هم اكنون حدود سه هفته است كه از جوجه هاي بزرگتر از خود نگهداري مي كند.

اين دايه مهربانتر از مادر بعداز به منقار گرفتن دانه آنرا در حركتي زيبا به دهان فرزند خواندگانش انتقال مي دهد .جالب اينكه جوجه هاي كبوتر نيز با ديدن اين قمري مهربان با سر و صدا او را نزد خود مي خوانند.

نوراله رحماني صاحب اين دو جوجه كبوتر مي گويد :كبوتر مادر بعداز تخمگذاري طعمه گربه شد و بعداز يك روز كه تخم هايش در لانه رها شده بودن با تعجب ديديم كه اين قمري مهربان نقش مادري آنها را بعهده  گرفت و اكنون نيز از جوجه ها با نهايت دقت مراقبت مي كند./.

 

 

 

سال كُلوهي

 گزارشي داستان گونه از يك واقعه كه در اوايل دهه پنجاه خورشيدي در روستاي شاه نشين از توابع هفتكل مي گذرد .

وا‍ژه ها همگي به گويش قوم مكوند و مردم هفتكل مي باشد و در پايان گزارش معادل پارسي آن نيز گنجانده شده است.

آن روز سرخي غروب در باغ افتاده و گرماي تابستان رسيده بود و جيک جيک پرندگان و گنجشکان خبراز آمدن شب مي داد، باغبانها  بيل بدست به بالا دست  ((جُــوي))آب آمده بودند و گفتگو بر سر تقسيم آب شدت گرفته بود...يکي مي گفت:((کا فِلُوني اُمشَو اول مُو واي اَو بِدُم)) ديگري هم ادعاي اول بودن داشت و بيل به دستان که هر لحظه تعدادشان زيادتر مي شد، يکي هم پا در مياني کرد وگفت: امسال  سال خوبيه ، تماته و بالِنگ قيامته ، خدايا شکر که و باغَل ما برکت دُدي  ، گُيوَيل  الحمدا... اَو  زياد و برکت هم زيادتر ، جَـــر  نکنين .... بعداز کمي بحث  تقسيم آب صورت گرفت و کسانيکه نوبتشان بود بيل بدست به باغ ها رفتند و آب را سر باغ خود سرازير  کردند... گوجه هاي  قرمز ، سفت و گوشتي در زير نور مهتاب درخشندگي زيبايي داشتند و بوي خيار تا صدها متر آنطرفتر مي رفت..  .سفره هاي خانوادگي که بر سر هرکدام دهها نفر  مي نشستند گسترده شده بود و از پشت ((بَـرَکهاي)) خاري بوي انواع غذا که يکي از  عناصرمهم آن گوجه بود  به مشام  مي رسيد ... باغبانها  براي بردن گوجه و خيار به شهر و روستاهاي اطراف نقشه مي کشيدند و براي پولي که از اين راه بدست مي آوردند برنامه مي چيدند ... بچه ها هم با قول بزرگترها مبني بر خريد کفش و لباس  با کوله باري از آرزو  به خواب مي رفتند و سگان روستا هم در طول شب امنيت روستا را فرياد مي کشيدند و وقتي که نور کــرم هاي شب تاب ديگر رمقي  نداشت  خروس هاي روستا زنگ سپيده دم  را زده بودند و هزاران مرغ با هشدار آقايانشان به تکاپو افتاده بودند و خورشيد خانم آماده مي شد که رخت سياه شب را برکنـــــد .... زنان هيزم در چاله مي ريختند ... چوپانان هم که ديگر گله هايشان از روستا فاصله گرفته

 بود...بوي نان تيري هم در فضاي روستا به مشام مي رسيد...آرام آرام سايه شب کنار رفته بود و گوجه هاي روستايي  که از شرم آفتاب گونه هايشان قرمز شده بود... باغبانها هم باغ هايشان را سبک سنگين مي کردند و درآمدشان را محاسبه ....بعضي از باغبانها هم که نوبت  صبح بودند با بيل راه آب را باز مي کردند ... زني هم از وسط باغ بــراي ((ناشتا)) خيار و گوجه مي چيد و گاهي هم به گوجه سفت و  قرمزي که در دست داشت گازي مي زد..... بچه ها هم که طبق عادت سحر خيز واهل کار بودند ،دور چاله جمع شده و هرکدام گوجه و  خياري روي برگه نازک نان گذاشته و ((کُوتي)) بدست بدنبال کار يا بازي خود مي رفتند ... همه چيــز رنگ طبيعي داشت... خورشيد  مي درخشيد ، جوي سنگي آب را با فشار روانه باغ ها مي کرد، چوپانان گوسفندانشان را هي مي کردند ، زنان  نان مي پختند ، برخي  در فکر تهيه ماست و دوغ بودند ، يکي کشک مي ساخت، مردي برک خاري را جابجا مي کرد، يک چپقش را چاق مي کرد، يکي افسار  گاوش را گرفته بود تا در نزديکي باغ که علف زيادي داشت ببندد، يکي از بچه ها هم به باغ و پاهاي بـــرهنه اش نگاه مي کرد که تا چندي ديگر پدرش از شهر برايش کفش نو مي آورد، کودکي آنطـــرفتر نان خود را با سگي تقسيم مي کرد... سفيدي صبح که به زردي رسيده بود ... زني به مرغ و خروس هايش ((چينه )) مي داد... باغبان که بيل بدست آب را تا انتهاي باغ بدرقه مي کرد... زني هم داشت  همياني براي پولهاي حاصل از باغ مي دوخت... مردي هم تخته صندوقهاي چوبي راميخ مي زد...يکي ديگر هم براي گوجه هاي سفت و درشت باغش گوني آماده مي کرد...صداي همهمه بازي بچه ها هم به گوش مي رسيد.... سگي هم بر بالاي کوه ايستاده بود و پشت به  آفتاب ، دشت آنطرف روستا را بازديد  مي کرد... صداي بيل ، شرشر آب ، ميخ و چکش، مرغ و خروس ها، گاو و بزغاله ها و باغباني  که بالاي جوي سنگي ايستاده بود و برسرهمسايه خود داد مي زد که: نوبت باغ من است، کارت را تمام کن و الا آب را مي بندم... و آن باغبان که مي گفت:(( يه کُرت ديه دارم ، عجله نکن؛ که در فضاي روستا پيچده بود...آن سگ که همچنان در افق دنبال چيزي مي گشت.. .

 آب شر شر کنان در جوي سنگي به پيش مي رفت، صندوق ها که روي هم چيده مي شد.. هميان ها که ديگر دوخته شده بود..آن بچه ي پا برهنه که خار را از پايش بيــــرون مي کشيد و در ذهن رنگ کفشهايش را مرور مي کرد.. سگ  گوش هايش را تيز کرده و خشک  ايستاده بود و گويي چيزي در افق توجه اش را جلب کرده بود.... صداي حيوانات و مردم که در هم تنيده به گوش مي رسيد...خورشيد  که مي درخشيد ... گوجه هاي قرمز و خيارهاي تُرد که در زير اشعه خورشيد  نوراني شده بودند ... آب که همچنان به پيش مي رفت و  سگ ... و سگ که ناگهان جيغي کشيد !... سپس وحشت زده پارس مي کــرد ... سگ هاي ديگـــر هم هــرجا که بودند جمع شده و  وحشت زده پارس مي کردند ...  وروستا... ولي روستا همچنان آرام بود  وهـرکسي دنبال کار خود بود.... سگ که خيره به افق همچنان  جيغ مي کشيد... و سياهي که پهناي افق را پوشانده بود و به پيش مي آمد وسگ که از بالاي کوه به طـــرف روستا فــــرار مي کرد...  سياهي که به کوه رسيده بود و سايه ترسناک خود را بر روستا گسترانده بود ... مردم که وحشت زده به طــــرف باغ ها مي دويدند ...سياهي که بال زنان نزديک شده بود .. زنان و بچه ها که جيغ زنان فرار مي کردند ... سگان که فــرياد مي کشيدند... بيل ها که به زمين  افتاده بودند..خورشيد که ديگر نمي درخشيد ...صداي شر شرآب که به گوش نمي رسيد...  و صداي بال سياهي که بالاتر از هـر صدايي  شنيده مي شد... و سياهي ؛ و سياهي که رسيده بود و ميليون هاي کُلُو(ملخ) از آن بيرون آمدند و شاخه ها ، بــرگ ها و هر چه سبزي  بود در زماني کوتاه محو مي شد... هر کس توان و نفر داشت مقداري از گوجه و خيارهاي باغش را در گوني مي ريخت ، ولي سرعت  عمل ملخ ها از سرعت روستائيان بيشتر بود و در پايان مبارزه از باغي که شايد صـدها صندوق و گــوني خيار و گــوجه داشت تنها  يک گوني و يا شايد هم کمتر نصيب باغبانها مي شد.. همه فرياد مي کشيدند :((کُلُو حُونَه وَرکَنِمُون کِه))  ... در پايان آن روز که به زيبايي آغاز شده بود و روستائيان با نشاط به دنبال کار و تدارک فـــروش صيفي جات خود بودند، همه افسرده  ، خسته و نااميد هر کدام کنار ديواري نشسته و گـــــريان به باغ هاي ملخ زده و خالي خود نگاه مي کردند و حسرت از اينکه تلاش  چند ماهه اشان برباد رفته بود...و آن کودک که پاهايش همچنان برهنه بود و زن که هميانش را گوشه اي پرت کرده بود و مـــردي که گريه کنان مي گفت:(( صُب(فردا) چه بکنيم ، چه بخوريم  ، اي لعنت واي سال کُلُوهي  .... و بچه اي که در مقابل پارس سگ گرسنه اي  تکه نانش را سفت چسبيده بود....

شهاب داودي                          shahabdavoodi_7kl@yahoo.com

واژه نامه :

 

كُلُو    ملخ       گُيويل   برادران      جَـــر  دعوي    كا    مخفف كايد يا قائد (همان بزرگ است)

مُو    من      بدُم        بدهم           بالنگ      خيار        تماته   گوجه فرنگي     امشو   امشب        

باغل     باغها (مردم هفتكل خصوصاً قوم مكوند براي جمع بستن از حرف (ل) استفاده مي كنند)

بَرَك     دروازه      ناشتا    صبحانه       كُوتي     ساندويچ      چينه    دانه ، غذاي مرغ                        

كُرت    تقسيمات باغ     صُب   فردا      حُونَه وَركن    خانه خراب

سال كُلُوهي  كنايه از سالي است كه با هجوم ملخ تمام باغها ، محصولات كشاورزي و هر چه سرسبزي بود طعمه اشتهاي سيري ناپذير ميليونها ملخ شد وچون با اين هجوم تا چند سال قحطي

بر جامعه روستايي  كه وابستگي زيادي به كشاورزي داشت تحميل مي شد روستائيان هنوزهم در موقع ناخرسندي از وضع اقتصادي اصطلاح سال كُلُوهي را به كار مي برند.

ملخ به غذاي خوشمزه روستائيان تبديل شد

سال كلوهي درابتداي قرن جاري خورشيدي  تا اوايل دهه پنجاه بيش از چهار بار بوقوع پيوست و سال كلوهي  افراد زيادي خصوصاً در روستاهاي دور افتاده باغملك و ايذه و حتي رامهرمز را به كام مرگ فرستادو پيرمردان و پيرزنان روستايي از آن بعنوان سال سياهي و نكبت ياد  مي كنند ...

البته لازم به ذكر است  از آنجاييكه ملخ ها دار و ندار روستائيان را خوردند و چيزي براي خوردن يافت نمي شد روستا نشينان نيز ملخ هاي چاق و چله را در شب شكار كرده و پس از آب پز نمودن درن سيني روي آتش گذاشته و همانند چيپس مي پختند و سپس مصرف مي كردند... خودشان كه مي گويند خوشمزه بود ...   

شهاب داودي

  

 

 

 

تجليل از معلمان و فرهنگيان هفتكل

همزمان با روز معلم طي مراسمي با حضور مسئولين محلي و فرهنگيان هفتكل از نه (9)نفر از معلمين نمونه اين شهر با اهدا لوح تقدير و جوايزي تجليل شد.

در اين مراسم حجت الاسلام و المسلمين ابراهيمي پور امام جمعه هفتكل ضمن تجليل از مقام شامخ استاد شهيد مطهري گفت:از اولين پيامبرتا آخرين پيامبر همگي بعنوان معلم برگزيده شدند و از آنجاييكه معلمان وظيفه انسان سازي دارند  شغلشان  شغل انبياست.

  صادق يزدي رئيس آموزش و پرورش هفتكل نيز در اين مراسم طي سخناني از عملكرد معلمان هفتكلي  در طي سال گذشته تقدير كرده و وظيفه خطير پرورشي و آموزشي ايشان را متذكر شد.

در ادامه اين مراسم مجيد حسيني نژاد شاعرو فرهنگي فرهيخته هفتكلي نيز در قطعه اي ادبي از وضع معلمان انتقاد كرد ... وي همچنين در اشعار موزون خود با استفاده از متون درسي دبستان مشكلات معيشتي معلمان را متذكر شد ... حسيني در قسمتي از نوشته خود با استفاده از قصه ((بابا نان داد)) كلاس اول دبستان آورده بود:

بابا دندان دارد اما نان ندارد بخورد...

   

 

تجليل از فرهنگيان بازنشسته هفتكل

به مناسبت هفته معلم و به پاسداشت خدمات پيشكسوتان عرصه علم ، ادب و فرهنگ، با حضور امام جمعه ومسئولين محلي هفتكل از نه (9) نفر از فرهنگيان اين شهر كه در سال هشتاد و پنج بازنشسته شدند با اهدا لوح تقدير و جوايزي تجليل بعمل آمد

 

 

نمايشگاه كتاب در هفتكل

 به مناسبت هفته معلم و گراميداشت ياد و خاطره استاد شهيد مطهري و ترويج انديشه    ناب ايشان  در جامعه  به همت دانش آموزان هنرستان دخترانه الزهرا هفتكل نمايشگاهي از آثار اين استاد شهيد تحت عنوان هشتادو هشتمين سال تولد تفكر مطهري  درهنرستان پيش گفته داير شد كه مورد استقبال دانش آموزان و علاقمندان قرار گرفت

 

 

سالروز تولد هفتكل دومين منطقه نفتي ايران

بعد از به نفت رسيدن اولين چاه  خاورميانه در مسجد سليمان ، شركت نفتي انگليس كه پيش از مسجدسليمان در منطقه هفتكل كارهاي تحقيقاتي را انجام داده بود و به وجود مخازن عظيم نفتي در اين منطقه اطمينان داشت در سيزدهم ارديبهشت ماه 1305 اولين چاه نفت را درهفتكل به عنوان دومين منطقه نفتي ايران حفر و در عمق هزار و بيست و پنج  متري به سفره عظيمي از نفت و گاز رسيد.

از همان سال ساخت و ساز توسط شركت نفتي انگليس در اين منطقه بكر كه محل قشلاق عشاير بختياري و قشقايي بود و به نام دشت بهار معروفيت داشت آغاز شد.

اما بعداز گذشت بيش از هشتاد سال از عمر دومين منطقه نفتي و اولين شركت شهر ايران، متاسفانه هيچ گونه نمادي   از نفت در اين شهر ساخته نشد.

هفتكلي ها همت كنند

حجت الاسلام و المسلمين ابراهيمي پور امام جمعه هفتكل  ضمن تبريك هشتاد و يكمين سالگرد تولد شهر نفتخيز هفتكل به هفتكلي هاي خونگرم ، صبور و وفادار گفت:آرزويم اينست كه هفتكل با همت جوانان ، نوجوانان ، رادمردان ، شيرزنان و مسئولين به جايگاه اصلي خويش و بهتر از گذشته  باز گردد.

ابراهيمي پور همچنين از هفتكلي هاي سراسر جهان خواست تا در توسعه اين شهر آستين همت را بالا بزنند و زادگاهشان را از انزوا خارج كرده و به شكوفايي برسانند.

در هفتكل بيش از شصت حلقه چاه نفت وجود دارد

محمد شاهرخ نسب روزنامه نگار و پژوهشگر مسائل نفتي در مورد منطقه نفتي هفتكل مي گويد:سازند نفتي هفتكل از نوع آسماري است و هم اكنون در اين منطقه بيش از شصت حلقه چاه وجود دارد كه چهل حلقه آن همچنان فعال هستند.

مجيدرحماني   از فعالان فرهنگي  هفتكل نيز طي سخناني  به جايگاه نفت هفتكل در توسعه ايران و انگليس پرداخت و خواستار دقت نظر بيشتر مسئولين شركت نفت و دولت در جهت توسعه هفتكل شد.

جاي خالي نمادهاي نفتي در هفتكل!

مجيد حسيني نژاد هم كه از فعالان فرهنگي هفتكل مي باشد در تجمع عده اي   از هفتكل دوستان مقابل اولين چاه نفت هفتكل در گفتگو با خبرنگار صدا وسيما گفت:هفتكل دومين منطقه نفتي ايران است و اين شهر بعنوان اولين شركت شهر كشور شناخته شده است ولي متاسفانه نه شركت نفت و نه شهرداري هيچكدام سعي نكردند نمادي از نفت و يا دكل هاي نفتي را بعنوان سمبل در اين شهر به معرض ديد قرار دهند و با اين اوصاف نام هفتكل بعنوان  دومين شهر نفتي و اولين شهرصنعتي ايران مي رود كه به دست فراموشي سپرده شود لذا مي طلبد مسئولين امر با ايجاد نمادهاي نفتي و موزه نفت در هفتكل به احياي نام بلند اين شهر كمك كنند.

لازم به يادآوري است كه روابط عمومي انجمن دوستداران هفتكل به مناسبت هشتاد ويكمين سال تولد هفتكل ، اولين شركت شهر ايران پيام  تبريكي به صورت SMS براي شهروندان ارسال كرد .همچنين به همين مناسبت دراطراف اولين چاه و دفتر انجمن نيز با شيريني و شكلات از مردم پذيرايي شد.

 

 

 

صفر هم سفر كرد

طنين صداي پاي مردانه اش را هنوز هم در حيات مدرسه راهنمايي هفده شهريور مي شود شنيد...دو دو تا چهارتاي زندگي را او به ما و ديگران آموخت ... معلمي صبور ، مهربان و متعهد ...كسي كه  براي آموزش  رياضي  به دانش آموزان هفتكلي رياضت بسيار كشيد...

دوسال به حالت كُما

آري صفر كمري رامي گويم هم او كه خاطرات كودكيمان با طنين صدايش در هم آميخته.صفر كمري كه چندين سال است از هفتكل هجرت كرده و در شاهين شهر ساكن بود به دليل عارضه تومور مغزي در بيمارستان الزهرا اصفهان تحت عمل قرار گرفت ولي متاسفانه عمل جواب نداد ومعلم دوست داشتني به حالت كما رفت و گويي قصد بازگشت به دنياي فاني را نداشت و دوسال بستگانش براي برگرداندنش تلاش كردند و قافل از اينكه صفر سفر را انتخاب كرده بود و عاقبت درهشتم ارديبهشت ماه هشتاد وشش دعوت حق را لبيك گفت و به ديدار معبودش شتافت.

روابط عمومي انجمن دوستداران هفتكل درگذشت اين معلم دلسوز را به همه دانش آموختگان هفتكل و خانواده ي صبورش تسليت مي گوييم .

خدايش بيامرزد    shahabdavoodi_7kl@yahoo.com  

 

 

همايش حكمت مطهر در هفتكل

همزمان با بزرگداشت شهادت استاد شهيد مطهري و هفته عقيدتي سياسي سپاه و هفته بسيج فرهنگيان ، با حضور بسيجيان هفتكل  همايش سالانه حكمت مطهر در سالن ارشاد اسلامي  هفتكل برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمين كرمي نماينده ولي فقيه در سپاه جنوب دراين مراسم با اشاره به انديشه هاي ناب اسلامي خواستار اشاعه حكمت و انديشه استاد مطهري در جامعه شد

 

 

سميناريك روزه زكات در هفتكل

همزمان با فصل برداشت محصولات كشاورزي، با حضور مسئولين محلي و اعضا شوراهاي اسلامي روستاهاي هفتكل، گردهمايي يك روزه زكات در سالن ارشاد اسلامي اين شهر برگزار شد.

در اين مراسم حجت الاسلام و المسلمين ابراهيمي پور امام جمعه هفتكل طي سخناني به ارزش زكات در رونق بخشي به اقتصاد جامعه اسلامي پرداخت و گفت:زكات از جمله واجبات دين مبين اسلام است كه متاسفانه در جامعه كم اهميت جلوه داده شده و بايد در  زمينه احياي اين فريضه الهي  اطلاع رساني خوبي صورت گيرد