جاده شهرستان موقتا ًمسدود است!

طي ماههاي اخيرخصوصاًبعداز سفر رياست جمهوري به خوزستان به نقل از مسئولين شهروعده هايي درمورد شهرستان شدن هفتكل در آينده نزديك داديم و در برخي موارد حتي نوشتيم پروسه شهرستان شدن هفتكل 99% پيشرفت داشته است و احمدي نژاد در جلسه هيئت دولت گفته است كه از شهرهاي استان خوزستان فقط پرونده شهرستان شدن هفتكل در دولت خارج از نوبت بررسي مي شود و... وگفتيم كه مسئولين هفتكل پشت سر دكتر بشارتي پي گيرمسائل هفتكل خصوصاًشهرستان شدن هستند ... حتي برخي از مسئولين در تريبونهاي عمومي و محافل اداري از شهرستان شدن هفتكل و بخش شدن رودزرد تا پايان سال هشتاد و پنج سخن مي راندند و خيلي از مردم منجمله خود ما(سايت هفتكل) از زحمات سيد ناصر موسوي نماينده مجلس در اين راه تجليل كرديم ...چه خوابهاي خوشي كه يكي دوماه بيشتر طول نكشيد...

آقايان رُومزي چرا مخالفيد؟

برخي از رامهرمزيها كه در طول ساليان اخير ثابت كرده بودند دل خوشي از هفتكل ندارند (نمي دانم چرا) به بهانه جلوگيري از كوچك شدن رامهرمز عَلَم مخالفت را برداشته و در يكي دو مورد به سركردگي يكي از اعضا شوراي شهرشان جلوي فرمانداري اين شهر تحصن كرده و طومار نوشتند... رامهرمزي ها مي گفتند ما يك بار در داستان شهرستان شدن رامشير ، علاوه بر از دست دادن خود رامشير روستا نيز به اين شهر داديم و اكنون اگر هفتكل و رود زرد را نيز از ما بگيرند رامهرمز كوچك تر شده ودر مسير توسعه متوقف خواهد شد..!

جلوگيري از عدم توسعه يا تخريب سيد ناصر!

البته به قول بعضي از آقايان سياسي خيلي از اين تحركات رامهرمزي ها علتي فراتر از جلوگيري از كوچك شدن شهرشان دارد و آنها قصد تخريب چهره سياسي سيد ناصر موسوي نزد مردم حوزه انتخاباتي رامهرمز را داشته و دارند و در همين راستا حتي در مراسم نمازجمعه و برخي محافل عمومي اين شهر سيد ناصر موسوي را هفتكلي و باغملكي خطاب كردند ... بگذريم...

با وجود عوامل ذكر شده پرونده شهرستان شدن هفتكل كه چند هفته اي تكميل و بسته شده بود و در بهمن ماه به نقل از مسئولين نوشتيم كه چند روز ديگر به تهران ارسال مي شود ، ارسال نشد...!

برخي از مخالفان رامهرمزي پا را فراتر گذاشته و رودزرديها راز ير فشار قرار دادندكه چرا براي پيوستن به هفتكل طومار داديد و ما شمارا زير نظر رامهرمز بخش مي كنيم و نيازي به پيوستن به هفتكل نداريد... ظاهراً اين عده فراموش كردند كه فلسفه به وجود آمدند رودزرد به خاطر تامين آب اولين شهر صنعتي ايران يعني هفتكل بوده وتا سال هفتاد هم زير نظر هفتكل اداره مي شد كه متاسفانه به دليل نابخردي برخي از مسئولين  و افراد  به ظاهر معتمد هفتكلي اين روستا از هفتكل جدا و به رامهرمز الحاق شد...

نقدبهتره يا نسيه ؟   رودزرديها فريب نخوردند!

 اما شوراي روستاي رودزرد و فعالان سياسي رودزردي به اين سخنان بي پايه و به دور از واقعيت اعتماد نكردند و در جلسه اي كه فروردين ماه هشتاد وشش با حضور مسئولين هفتكلي ، رامهرمزي و رودزردي در رامهرمز تشكيل شده بود سيد ناصر موسوي به صراحت اعلام كرد : رود زرد فقط زير نظر هفتكل مي تواند بخش شود زيرا در رامهرمز روستاهاي ديگري هستند كه استحقاق زيادتري براي بخش شدن دارند (مثل سلطان آباد ، مربچه و ابوالفارس).

مسئولين هفتكل( خصوصا امام جمعه )هم در جواب رامهرمزي ها كه مي گفتند با جدا شدن  هفتكل و رودزرد رامهرمز كوچك مي شود گفتند: كوچك شدن به معناي عقب ماندگي نيست و بلكه  باعث توسعه بيشتر مي شود و به عنوان مثال هم استان خراسان را ذكر كردند كه در راستاي توسعه به سه استان تبديل شده است...

پرونده هفتكل به پيوست طومار رُومزيها!

لازم به ذكر است يكي از دلائلي كه در طول دوماه اخيرخبر ي از شهرستان شدن هفتكل درج نكرديم اين بوده كه نمي خواستيم با پرداختن به مشكلات پيش روي اين پروسه به اختلافات بيشتري دامن بزنيم  اما بايد به اطلاع شما دوستداران هفتكل برسانيم كه پرونده شهرستان شدن هفتكل در حالي كه كامل شده اكنون در وزارت كشور است و طُومار مخالفت رامهرمزيها نيز به پيوست آن مي باشد و هويزه و انديكا كه حركت در مسير توسعه را بعد از هفتكل شروع كردند با تصويب هيئت دولت در آينده نزديك فرماندارانشان مشخص مي شود و هفتكل...؟!

 منتظر نظرات شما هستيم  shahabdavoodi_7kl@yahoo.com شهاب داودي    

 

 

 

كوچ بهاره عشاير هفتكل به سمت مناطق ييلاقي  آغاز شد

بيش از يكهزار خانوار عشاير بختياري و قشقايي كه از اوايل فصل پاييزسياه چادرهاي زيباي خود را دردشتهاي هفتكل برپا كرده بودند با شروع فصل گرما كوچ بهاره خود را به مقصد استان چهارمحال بختياري آغاز كردند.

غلامرضا حمزه پور بخشدار هفتكل با دادن اين خبر اضافه كرد:در مدت شش ماه حضور عشاير در هفتكل ،دولت به بيش از پنج هزار نفرازاين افراد خدمات بيمه اي  ورفاهي  ارائه داده است./.

 

 

 

آغاز فصل برداشت محصولات كشاورزي در هفتكل

برداشت محصول گندم ، جو و كلزا از سطح بيش از سي و پنج هزار هكتار از مزارع كشاورزي هفتكل آغاز شد.

مهندس كــــريم نري موسي مدير جهاد كشاورزي هفتــــــكل با دادن خــــبر پيش گفته افزود:بيش از شصت و شش دستگاه كمباين انباري ، نود دستگاه دروگر دستي و بيش از سيصد دستگاه تراكتور به همراه اداوات دنباله بند كار برداشت را انجام مي دهند./.

 

 

كتابت جزء سي قرآن مجيد در هفتكل

به مناسبت سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي بيش ازشصت نفر از دانش آموزان كلاسهاي چهارم و پنجم دبستانهاي رشد و فرزانگان هفتكل در عملي نمادين، بصورت متحد با خط ونقاشي كودكانه، اما زيباي خود جزء سي قرآن مجيد را كتابت كردند.

اين مجموعه قرآني هم اكنون در آموزشگاههاي پيش گفته در معرض ديد علاقمندان است./.

 

 

يك مرد ،هشتاد خانواده

شروع ماه جديد است ... ارديبهشت آمد اما هنوز از حاجي خبري نيست ...نمي دانم ا و كه سرشار از اخلاق نيكوست ، پس چرا خُلف وعده كرده ... چشم به را ه و به در دارم ... آدمهاي زيادي مي آيند و مي روند... شايد برخي از رهگذران جامعه هدف حاجي باشند؛ پيرمردي عصا زنان  كيسه قرصي به دست لحظه اي توجه ام را جلب مي كند ...خميده راه مي رود ...گاهي مي ايستد و نفسي چاق مي كند و دوباره به راهش ادامه مي دهد... مي گذرد و مي گذريم ...شايد اوهم جز خانواده حاجي باشد... كودكي آنطرفترپُز كفش هاي تازه اش را مي دهد ... با غرور راه مي رود و يا شايد هم طوري راه مي رود كه كفش هايش ديرتر كهنه و پاره شود...

آب شور هفتكل كارگران را فراري دادولي مرا پايبند ساخت

مردي  با محاسن سفيد ، لبان متبسم وصورتي كه زير تبسم  هميشگي اش چين خورده در حالي كه ليستي در دست   و كلاه سفيد ي بر سر دارد نزديك مي شود... گاهي مي ايستد وماهيانه مغازه ها  وافراد را جمع مي كند... به مغازه كه نزديك مي شود به استقبالش مي روم ...از تاخيرش عذر خواهي مي كند... نزديك وقت اذان مغرب است ؛ علارغم شلوغي مغازه سر صحبت را با حاجي باز مي كنم ... او خودش را اينگونه معرفي مي كند:علي محمد نيازي هستم و از سال پنجاه و شش تاكنون افتخار زندگي در شهر هفتكل را دارم ، شغلم خريد و فروش پوست است و همين شغل هم من را به هفتكل كشاند ... با تعجب علتش را جويا شدم ، حاجي  جرياني شنيدني تعريف مي كند و مي گويد: قبل از انقلاب در يك كارگاه پوست در اهواز به عنوان سركارگر مشغول به كار و همانجا هم ساكن بودم ... كارفرما از شهرهاي مختلف پوست مي خريد و به اهواز انتقال مي داد، در هفتكل هم كارگراني داشت ... اما به دليل شوري آب هفتكل هيچ كارگري در اين شهر حاضر به كار نبود ... در سال پنجاه وشش كارگراني كه كارگاه هفتكل را اداره مي كردند به بهانه شوري زياد آب، كارگاه را تعطيل كردند و كارفرما مرا مامور كرد كه به صورت موقت چند روزي درهفتكل كارگاه پوست را اداره كنم ... حاجي با لحني آميخته به لبخند ادامه مي دهد:آب شور   كارگران پوست را فراري داد ولي مرا پايبند هفتكل ساخت واين شد كه اكنون بيش از بيست و هشت سال است كه با مردم خوب ، خونگرم  و صميمي هفتكل سايه به سايه هستم...

ازسه خانواده به هشتاد خانواده رسيدم

حاجي نيازي از پرداختن به امور خيريه هم با لحن و گويش زيباي محلي اش سخن راند و گفت: نزديك به هيجده سال پيش اين كار را با سه خانواده و پرداخت  ماهيانه ششصد تومان شروع كردم و اكنون در سال هشتاد و شش به حول و قوه الهي و كمك مردم خيرانديش بيش از هشتاد خانواده و با جمعيتي بالغ بر چهارصد نفر را تحت پوشش دارم وماهيانه بيش از شش صد هزارتومان فقط پول نان پرداخت مي كنيم ... حاجي  گويي زير لب ذكري مي گويد ، ادامه مي دهد:اين هشتاد خانوار تحت پوشش هيچ نهاد يا سازماني نبوده و همگي مستمنداني با آبروو خانواده هستند كه حاضر نيستند دست نياز به سوي كسي دراز كنند ولي ما با حفظ كامل شئونات و مخفي نگاه داشتن نامشان ماهيانه كمكهاي بي دريغ خيرانديشان را به آنها انتقال مي دهيم واز محل همين كمكها علاوه بر پرداخت هزينه نان مصرفي روزانه ،تعمير و خريداري لوازم الكتريكي منزل (يخچال، كولرو...)برنج ، روغن ، لباس و پوشاك وديگر كمكهاي موردي را نيز به خانواده هاي تحت پوشش اهدا مي كنيم ودر برخي موارد هم با همين كمكها براي افرادي كه توانايي داشتند ايجاد اشتغال كرديم كه اكنون سرپاي خود ايستاده   و امرار معاش حلال دارند...

 

 

نجات از پرتگاه طلاق

حاجي به عنوان يك معتمد محلي مسئول واحد مصالحه و سازش دعواي خانوادگي دادگاه هم هست وتاكنون صدها زوج را از پرتگاه طلاق دور ساخته است اودستي هم در كارهاي فرهنگي داردو هرچند روز يك بار  در منزل يكي  از افراد تحت پوشش كلاس هاي عقيدتي و فرهنگي داير كرده و نوجوان و جوانان اين خانواده ها را با مسائل شرعي و فرهنگي آشنا مي سازد ...

معتمد محلي بودن گاهي اوقات گران تمام مي شود

اما معتمد محلي بودن بعضي وقتها براي حاجي گران هم تمام شده ... خودش مي گويد :هر كس مي خواهد از بانك وام بگيرد بعنوان ضامن سراغ من مي آيد ،نمي توانم به كسي نه بگويم و به همين دليل تاكنون اقساط چندين نفر را (با خنده)خودم پرداخت كردم...

حاجي نيازي ازكمك خيرانديشان به اين حركت تشكر كرده و همه هفتكلي هاي مقيم در سراسر ايران و جهان را به مشاركت در اين امر خير دعوت كرد...

هنگام اذان مغرب است ،صداي حي الصلوه فضاي هفتكل را پر كرده و موذن حاجي را فرا مي خواند ، او سلام و صلوات گويان بدرود مي گويد و مي رود...

حاجي التماس دعا

گفتگو:شهاب داودي

Shahab davoodi_7kl@yahoo.com

 

 

جشن تكليف درهفتكل

چهارصد نفرازدانش آموزان پسر و دختر هفتكلي طي مراسمي  جداگانه، رسماً مكلف         به دين مبين اسلام شدند.

در اين مراسم كه علاوه بر والدين دانش آموزان، مسئولين محلي نيز حضور داشتند حجت الاسلام و المسلمين ابراهيمي پور امام جمعه هفتكل طي سخناني ازبرگزاري مراسم جشن تكليف در سراسر كشور تجليل كردو گفت:  سن تكليف در اسلام ارزش والايي دارد  وبايد با عمل به تكاليف شرعي   قدر آن را بدانيد ./.