.برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک نمائید

 

همت كنيد همتتان راه چاره است                    فردا نويد بخش شكوهي دوباره است                   تاآسمان هفتم ايران صعود كن                    كامت روا،شهرم نامت بلند                    لايق نامت ستاره است

آخرین خبرها از شهرستان شدن هفتکل

پروسه شهرستان شدن هفتکل نودو نه درصد پیشرفت داشته است .

آقای حفیظ اله ممبینی رئیس شورای شهر که به اتفاق دیگر اعضا شورا از روز شنبه در تهران پی گیر مسئله شهرستان شدن هفتکل هستند در گفتگویی تلفنی با خبرنگار ما با اعلام این خبر افزود: سفر آقای بشارتی به هفتکل واقعاً با برکت بود و با پی گیری های ایشان و حاج سید ناصر موسوی انشاءا... پرونده شهرستان شدن هفتکل جهت تایید نهایی تا یکماه دیگر بصورت ویژه در هیئت دولت مطرح خواهد شد.

رئیس شورای شهر هفتکل در ادامه از زحمات بی شائبه مهندس بشارتی و حاج سید ناصر موسوی  تشکر کرد و گفت:با پی گیری هایی که در این مدت در وزارت کشور داشتیم ، آقایان مسئول در این وزارت خانه برنقش برجسته مهندس بشارتی در به جریان افتادن پروسه شهرستان شدن هفتکل تاکید کردند.

هر روز منتظر خبرهای جدید باشید  (امروز یکشنبه )Shahabdavoodi_7kl@yahoo.com

 

 

 

 

   باپیگیری سید ناصر موسوی و دکتر رضایی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و مسئولین

شهر هفتکل، هفتکل به شهرستان شدن نزدیک میشود.

 

 

 

 

 

 

جلسه شورای اداری شهر هفتکل

((از محل تملک دارایی های استان خوزستان نزدیک به  هفت میلیارد و هفتصد میلیون ریال اعتبار به هفتکل اختصاص داده شد))

آقای مهندس حمزه پور بخشدار هفتکل در جلسه شورای اداری این شهر که حجت الاسلام والمسلمین سید ناصر موسوی نماینده مردم رامهرمزدرمجلس شورای اسلامی هم حضور د اشت با اعلام این خبر افزود:از این اعتبار چهارمیلیارد و یکصدمیلیون ریال جهت تکمیل پروژه های گلخانه ای جهاد کشاورزی و دومیلیاردریال هم  برای عمران شهری اختصاص یافت.بخشدار هفتــکل با اشاره به بهسازی فضا های آموزشی ادامه داد:چهار صد میلیون ریال جهت سرعت بخشیدن به عملیات بهسازی مدارس به آموزش و پرورش اختصاص و سیصد وپنجاه میلیون ریال هم برای ساخت مصلای هفتکل در نظر گرفته شد.

در ادامه این جلسه آقای سید ناصر موسوی با اشاره به مشکلات شهر هفتکل خواستار هماهنگی بیشتر مسئولین این شهر شد وگفت:با صحبت هایی که درمورد شهرستان شدن هفتکل  با وزیر کشور و دیگر مسئولین داشتیم به آینده روشن هفتکل امیدوارم

زیرا با تحقق این آرزوی دیرینه مردم ، رغبت برای سرمایه گذاری در این شهر بیشتر خواهد شد.

سید ناصر موسوی با اشاره به دوگانگی هفتکل( که از نظر سیاسی و انتخابات زیر نظر شهرستان مسجد سلیمان است و از نظر اداری با رامهرمز ) افزود:من و دکتر رضایی تنها نمایندگان هفتکل نیستیم بلکه هفتکل دویست و نود نماینده دارد

 

 

 

پانصد راس دام در هفتکل تلف شد

بر اثر بارش شدید باران و جاری شدن سیل در روستای(( سی مایلی )) هفتکل بیش از پانصد راس گوسفند تلف شد.

به گفته مهندس حمزه پور بخشدار هفتکل در این حادثه بیش از پانصد میلیون ریال خسارت به عشایر وارد شد .

آقایان محمد گرگه و یاور امیدی نسب از عشایر منطقه که زندگی خود را از راه دامداری تامین می کنند و در این حادثه طبیعی نزدیک به صد درصد  دام خود را از دست داده اند در این مورد می گویند:ما روز گذشته در بستر رودخانه در حال چرای دام ها بودیم که در زمانی نزدیک به یک دقیقه سیل در بستر رودخانه جاری شد و تمام  گوسفندها و دیگر چهارپایان را با خود برد .محمد گرگه که تمامی دامهای خود را در این حادثه از دست داده  می گوید: من این دام ها را از وام خود اشتغالی کمیته امداد تهیه کرده ام و امور خانواده ام  را از همین راه تامین می کردم .

  

.

هی جار ایل در هفتکل

جمعه دهم آذرماه هشتاد وپنج روز فراموش نشدنی در تاریخ هفتکل بود .فضای پارک بزرگ شادی که با علم شدن بهون(سیاه چادر)و پخت نان تیری رنگ و بوی عشایری گرفته و لباس های زیبای زنان و مردان بختیاری  زیبا ترین  رنگ ها را به سجده وادار می کرد ، طنین صدای کوگ(کبک) تاراز هم از هر صدایی شنیدنی تر به گوش می رسید و مردان و زنان ایل که در جنب و جوش و تدارک یک مراسم بیاد ماندنی بودندو حضور هزاران نفری مردمی که به عشق یک صدای ماندگار آمده بودند...آری تنها یک صدا...چون  این صداست که می ماند... و آنروز به حقیقت چنین بود و صدای کوگ تاراز که بالاتر ازآستاره و قشنگ تر از گل های کاغذی به نظر می رسید...

بهون(سیاه چادر) بزرگ که با قالی های زیبای محلی مفرش شده بود و جاجیم های خوش رنگ هم زینت بخش دیواره ها   بود و لامردون (نشیمن) که جایگاه بزرگان شعر و شهر شده بود و طنین صدای توشمال چپی که همهمه حضار را خاموش کرده بود و قاب عکس بزرگ پدر موسیقی بختیاری که بر دستان کوچک دختران ایل حرکت می کرد و دود چاله که فضا را حزن انگیز کرده بود ….توشمال همچنان می نواخت و زنان و مردان که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد و فضای پارک ، سیاه چادر و حتی محل اجرای برنامه را هم گرفته بودند و مجریان برنامه با لباس های محلی دقایقی از برنامه را به نظم دادن به جمعیت مشغول بودند ولی هجوم جمعیت این امر را بی فایده کرده بود واین شلوغی که کسی نمونه ای از آن را در هفتکل سراغ  نداشت   حتی باعث قطع سیستم صوتی هم شده بود و صدا   مشکل به دیگران می رسید… و همین امر همهمه ها را بیشتر می کرد ولی زمانیکه دبیر پیشین دبیرستان رودکی و شاعر پر آوازه هفتکلی ساکن میداود ، حفیظ اله ممبینی آبگینه میکروفن بدست گرفت و در مورد بهمن علاءالدین به ایراد سخن و شعر پرداخت  همه ساکت بودند و گوش می دادند …. و زمانیکه علی تاجمیری خواننده بزرگ بختیاری با وجود بدی سیستم صوتی در مدح مسعود بختیاری خواند و ترانه های او را نجوا می کرد و یا وقتیکه هرمز علی پور این شاعر خوشنام ایران مقاله می خواند و آنزمانکه دکتر قاسمی صورتهای مختلف موسیقی بختیاری را به همگان یادآور می شد و یا وقتیکه شهرام گراوندی سردبیر هفته نامه تولید شعر و مقاله می خواند ، جمعیت علارغم اینکه شاید خیلی ها شعر را نمی فهمیدند ولی به حرمت موسیقی سکوت می کردند …..مسیر برنامه به  سبب ازدحام بیش از اندازه جمعیت  عوض شده بود و گاهی سیروس رادمنش این شاعر پر آوازه شعر ناب ایران برنامه گردانی می کرد و خود هم شعری می خواند و غلامعباس عسکرپور مسئول انجمن ادبی بامداد هم در یک دقیقه از حضار و مدعوین تشکر کرد و یکی از مجریان برنامه آقای یداله علاءالدین برادر هنرمند فقید بهمن علاءالدین را به حضار معرفی کرد و او هم در چند کلمه از جمع تشکر نمود …آقا یداله که ساکن گتوند است بعد از برنامه گفت: من از این مردم شرمنده ام و با حضورشان احساس می کنم بهمن زنده است و من این شور را در هیچ جای استان  ندیدم .

در پایان برنامه مجریان قول برگزاری گردهمایی بزرگ عشایر (بختیاری ، قشقایی ، عرب) هفتکل را در نوروز هشتاد و شش دادند .

با اعلام اتمام برنامه بر خی در سیاه چادر ها عکس یادگاری می گرفتند … خانم بهرامی که به اتفاق فرزندان و نوه هایش در سیاه چادر پخت نان بودند و نان تیری خوشمزه اش خاطرات خیلی ها را زنده کرده بود ، برای عکس یادگاری مجددا چاله را روشن کرده بود ... عده ای از جوانترها از بزرگان شعر و موسیقی امضا می گرفتند...برخی هم پارچه نوشته ای در دست داشتند که روی آن نوشته بود:((بعداز تو می خواهم آستاره هم نباشد ، ماه من)) و جمعیت پشت آن ایستاده و عکس می گرفتند ... یکی کبک هایش را در قفس می گذاشت ...عده ای صندلی ها را جمع می کردند... کسی چاله را خاموش می کرد...مردی علم سیاه چادر ها را می انداخت...دیگری قالی های دست باف را در ماشین می گذاشت...پسری گهواره به دوش از پارک می رفت...زنی دامنه لباس محلی اش را گرفته بود تا از روی بوته های انتهای پارک رد شود...یکی پایه های(( مَلار)) را جمع می کرد...غلامعباس ، مجید، شهاب ، نادر ، محمد و شاعره زینب ممبینی تنها بازماندگان شش هزار نفر هفتکلی در پارک بودند و در مورد برنامه های آینده سخن می گفتند...چاله دیگر نمی سوخت...((لامِردون)) که دیگر نبود...مَلار که حرکت نمی کرد...دختران ایل که رفته بودند...مردان تفنگ چی که دیده نمی شدند...صندلی ها که جمع شده بودند...خورشید که قرمز شده بود...باد سرد که به آرامی می وزید...کاغذی که روی آن چیزی نوشته بود وباد آنرا در حوض بزرگ وسط پارک انداخته بود...آب راکد حوض که باد آنرا حرکتی می داد...نوشته های روی کاغذ که از زیر آب دیده می شد....وکلمات... وکلمات که گویی در آب حرکت می کردند و نوشته ها... ونوشته ها ، که:

(( این صداست که می ماند)).

باتقدیم احترام شهاب داودی    

        

 

عواطف انتخاباتی

چند هفته ای است که سلام و علیک ها رنگ و بوی دیگر گرفته است، کسانیکه تا چند ماه پیش به زور جواب سلامت را می دادند اینک جلویتان دولا راست  می شوند.خیلی ها از اینکه مورد توجه قرار گرفته اند و مورد خطاب سلام این آقایان هستند  تعجب می کنند... یکی روغن می دهد ، یکی نمره حواله می کند ، یکی پیاده ها را ماشین سواری می برد(البته  تا مقصد) ...یکی شعر حماسی می سراید(البته قبلن هم می گفت) ... یکی جنس هایش را ارزانتر می فروشد ...  یکی تسبیح بدست گرفته و انگشتر عقیق به انگشت  ...یکی هم نوشت افزار و مواد خوراکی به دوش گرفته ...دیگری و دیگران هم کت پوشیده و شیک راه می روند....ته ریش و ریش هم شده  مُد روز  ... مسجد جامع شهر هم شلوغ تر شده ...روبوسی زوری  و ظاهری  هم  بازار داغی دارد...راستی مگر چه خبر است که آدمی را اینقدر تغییر داده است؟!

کسی با ماشین  سـ ... جلوی پیرمردی ترمز می کند و از او  خواهش میکند تا مقصدی که او را هر روز کسی نگاهش  هم نمی کرد برساند... یکی آنطرفتر که شاهد این مناظر است  با تقلید صدای عادل فردوسی پور می گوید: چه می کنه این انتخابات !آری انتخابات است  آنهم از نوع شورایی و البته هفتکلی اش ... جلسات شب نشینی طایفه ای شدت می گیرد ... هــــر طایفه ای درصدد است از دیگر طایفه ها عقب نماند ، به همین دلیل همه کاندید معرفی می کنند و کار هم ندارند کاندیدشان چقدر می ارزد ، مهم معرفی و اعــلام حضور است هر شب ، هر کوچه و هر خیابان مملو از کسانی است که دنبال چیزی می گردند.. نمی دانم !... ارزش ها ، قابلیت ها ، توانمندیها یا اصول طایفه ای ؟! ... که البته این آخری پر رنگتر است.

بعضی ها در خانه هایشان جلسه می گذارند... دعوت می کنند ... می نشینند... صحبت می کنند... بحث می کنند...تهمت می زنند... قــــــول می دهند ... قرار می گذارند و می روند و فــــــردا  

تکرار روز پیش ، با همان آدم ها ، با همان حرف ها ، با همان قول ها ... می گذرد و می گذریم ، روزها را به هم پیوند می زنیم به شانزدهم آذرماه می رسیم ... ساعت دوازده شب ، ساعت مقدس چهار صفر ... همه که از روزها پیش هـــــــزینه کرده و منتظر بودند ،عکس هایشان با ژستهای مختلف به در دیوار می خورد ... یکی می خندد... یکی به حال هفتـــــکل بغض کرده ... دیگری دست راست کرده و گویی سلام می دهد ... یکی چیزی می نویسد ... نمی دانم چه  ولی می نویسد ... یکی گویی به من و تو نگاه می کند ... دیگری به دور دست خیره شده .. یکی دست در جیب دارد ... یکی سنگ های  هفتـــا کل را به گُل نشانده...یکی خــودکار بیکش را به رخ می کشد...

دیگری با عکسش ما را یاد گذشته درخشان می اندازد و قـــــــــول آینده بهتر را می دهد... همه در تلاشند خود را معرفی کنند، در حالی که همه در این شهر کوچک(ببخشید ظاهــــــــراً روستای بزرگ)همدیگر را می شناسیم ... یکی می گوید :کارخانه می زنم  آنهم نه یکی بلکه چند تا..دیگری درآمد حاصل از شورا را وقف مردم کرده است ... یکی از فرزندان رودکی(دبیرستان) مدد می خواهد ، یکی دیگر خود را صادق ، متعهد و دلسوز مردم معرفی می نماید... کسی قول شهرستان شدن می دهد(البته خیلی ها) یکی جوانهای بیکار را سرکار گذاشته و می گذارد ... یکی قول راه اندازی ناوگان اتوبوس رانی می دهد!!!!  یکی می نویسد : گذشته بر نمی گرده به آینده بیندیشیم...

شهر رنگ و رو رفته هفتکل به کاغذ های رنگ و وارنگ جلوه ای دیگر می گیرد .. اصطلاحاً تب انتخابات بالا می گیرد .... بحث های خیابانی و خانگی انتخاباتی می شود ... در عروسی ها و عزاداری ها ، کاندیداها عضو ثابت هستند.. .همه جا ، همه وقت ، دیر مِجال ، بی مِجال ؛ تبلیغ و دیگر هیچ... بازار دروغ و تهمت شدت می گیرد و البته نوک تیز پیکان انتقاد طرف شهردار و رئیس شورای شهر ، گویی همه مشکلات و نارسایی های هفتکل  فقط از ناحیه این دو نفر است... می گویند ، می نویسند ... ما شاءا.. هفتکل چقدر منتقد منصف دارد...

صدای امام جمعه هم به انتقاد از این جو مسموم بلند می شود و همه را به رعایت اصول انتخاباتی دعوت می کند ، اما این جماعت خاموش همچنان می گویند .... راستی یک شیوه نوین انتخاباتی هم همانند دیگر نقاط کشور در هفتکل   مُد شد و آن بازار تبلیغات اس ام اسی است ... گاه و بیگاه زنگ پیام موبایل ها به صدا در می آید و پیامی به این مضمون که ((آقای ... یادت نره ، انتظار داریم )).... شب نامه ها جان می گیرند ، بروشورها از در و دیوار می ریزند ... پیرمردها از بزرگی طایفه اشان می گویند ، جوانترها عکس می چسبانند و شعار می دهند... کوچکترها (و یا شاید بزرگترها) عکس رقبا را پاره می کنند ..کسی پارچه می نویسد .. یکی پارچه نوشته ها را پاره می کند... کاندیدی به عکس پاره و بی دماغش روی دیوار نگاه می کند...چشم هم ندارد ... خشمگین می شود و ناسزا می گوید... شب نشینی ها قوت می گیرد ... هر شب چندین جلسه ... بستگان کاندیداها از اهواز و دیگرشهرها هم خودشان را می رسانند ... چانه زنی ها برای ائتلاف طایفه ای شدت می گیرد ... قول  ائتلاف می دهند ، اما اعتماد نمی کنند...چون خودشان می دانند که یک نفر نمی تواند برای یک جمع بزرگ تصمیم بگیرد هر چند آن شخص به قول ما هفتکلی ها  گپ فامیل باشد... قول ها و وعده ها افزایش می یابد ... کارخانه ها زیادتر می شوند.. بیکارها کمتر می شوند... خیابانها نوسازی می شود.. بلوار ها مملو از گل و سُنبل می شود ... بافت های قدیمی بازسازی می شود ... پول نفت به حساب هفتکلی ها واریز می شود ... بیمارستانها ساخته می شود ، ماشاءا... چقدر پزشک متخصص ... ثبت احوال و اسناد در هفتکل مستقر می شود ... ورودیهای  شهر چند بانده می شود...بانک ها در خدمت مــــــــــــردم با شعبه های جدید گسترش می یابند... الله و اکــبر چه مدینه فاضله  ای ...

 بیست و چهارم رسید... روز وعده ها... وعده مردم به کاندیداها .... همه آمدند ... پیر و جوان ، زن و مرد، کوچک و بزرگ ... حتی هفتکلی های قدیمی ... راستی چه چهرهایی که فقط  موقع انتخابات دیده می شوند...  عشایر و روستائیان هم آمده بودند... و چه تاثیری هم گذاشتند...وانت وانت ، مینی بوس مینی بوس ، اتوبوس اتوبوس آدم آمد.. کسانی که نمی شناسی شان ...رای می دهند... پـ ... می گیرند ، تاثیر می گذارند و می روند... می  گویند شناسنامه های بی صاحب هم آمده بودند.. البته تاثیر هم گذاشتند... ندیده بگیرید!... بگذریم .. تکاپو در محل اخذ رای زیاد می شود ... فعالیت نیروی امنیتی هم زیاد تر ... از جلوی درب مسجد تا به صندوق برسی اسم های زیادی زیر گوشت زمزمه می کنند ... فلانی یادت نره ... برخی ها هم پا را فراتر گذاشته  و قسمت می دهند که به کاندیدشان رای بدهی ... چون اگر رای نیاورد اُفت دارد ، برای طایفه سرشکستگی است...مهم نیست که به سر شهر چه خواهد آمد... طایفه را بچسب...انتخابات تمام می شود ، حرف ها نه ... قول ها ، وعده ها در حاله ای از ابهام ...البته هنوز هم می گویند و وعده می دهند... صندوق ها باز می شود، دوازده هزار و هفتصدو چند تعرفه شمرده شد و پنج نفر منتخب مردم معرفی ... کاندید بازمانده از انتخاب با بُغضی در گلو می گوید:  برخی از اینها منتخب هفتکل و هفتکلی نیستند ! بلکه نماینده عشایر ، ایذه ، باغملک و اهواز هستند...!!!

بگذریم ، مهم نتیجه است ... آقایان منتخب  ، مردم به قول و وعده خود با تمام قوا عمل کردند... شما نیز به قول و وعده هایتان و پیمانی که با مردم بستید پایبند باشید. امیدوارم نیامده باشید که بگویید  ما هستیم  ، بلکه بگویید شما هستید و برای  مردم باشید...  صندلی ها وفادارنبوده و نیستند اما مردم هستندوخواهند بود  والبته  قضاوت هم خواهند کرد ، پس برای مردم بمانید و خدمت کنید 

به قلم  شهاب داودی

 

 

فضای نامناسب بانک کشاورزی

((فضای کم و نامناسب و تعداد زیاد مراجعه کنندگان بانک کشاورزی هفتکل  روند رسیدگی به امور بانکی مردم این شهر را با مشکل مواجه کرده است))بانک کشاورزی از سال 1372 فعالیت خود را در هفتکل آغاز کرد و با دادن خدمات مناسب به کشاورزان و دامداران منطقه  سهم به سزایی در شکوفایی اقتصادی هفتکل داشته است ، اما تعداد زیاد مشتریان و مراجعه کنندگان این بانک و کمبود فضای مناسب و پرسنل کافی مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد کرده است.

مشتریان این بانک علت کُندی رسیدگی به امور بانکی خود را کمبود پرسنل در بانک کشاورزی می دانند و می گویند:این بانک در تمام ایام سال شلوغ است و برای انجام یک کار ساده بانکی باید سه یا چهار ساعت وقت صرف کنیم .عده زیادی از کشاورزان هم برای پرداخت بیمه محصولات خود باید یک یا دو روز در نوبت بمانند.آقای عباسی رئیس بانک کشاورزی هفتکل هم با اشاره به شلوغی بیش از اندازه این بانک گفت: روزانه بیش از چهارصد سند در این بانک صادر می شود وازآنجاییکه  از نظر چارت سازمانی   یک نیرو کم داشته  و جهاد کشاورزی هم کار اضافی بر ما تحمیل می کند   این موضوع به شلوغی بیشتر بانک منجر شده است.

عباسی در ادامه گفت:از ابتدای سالجاری تاکنون بیش از بیست میلیارد ریال دربخش کشاورزی تسهیلات به مردم منطقه پرداخت کرده ایم که از جمع تسهیلات تمام بانک های هفتکل بیشتر است./.

 

هفتکلی ها و احمدی نژاد

  

 

 

 

 

حال که او نیامد ما می رویم ...وقتی شنیدیم که رئیس جمهور به هفتکل نمی آید ، بعد از استقبالی که از نماینده وی در مصلای امام جعفر صادق صورت گرفت و قول های آقای بشارتی (مشاور رئیس جمهور) مبنی برانعکاس و پی گیری حل مشکلات هفتکل، تصمیم  ما هم برای رفتن به رامهرمز وشرکت در مراسم سخنرانی دکتر احمدی نژاد قوت می گیرد... پارچه های سبز و سفیدی که از چند روز قبل با خط زیبای مهران صفایی نوشته شده بود آماده می شود... عده ی زیادی از جوانان در مرکز شهر و مقابل عکاسی فتوشهاب جمع می شوند ، برخی سئوال می کنند:آیا حضور ما مفید خواهد بود؟! و پاسخ که :آری انشاءا... یکی روی کاغذ شعار می نویسد دیگری مشکلات هفتکل را نوشته و درپاکت می گذارد تا شاید بدست یا به سمع رئیس جمهوری برسد... یکی با موبایل دیگران را خبر می کند...کسی با تلفن دنبال مینی بوس می گردد...برخی از جوانان موتور سوار هم آمدند و گفتند :ما با موتور و پشت سر شما به رامهرمز می آییم ؛مخالفت می شود...رئیس شورای شهر هم آمدو گفت:بچه های شورای شهر هم می آیند و عده ی دیگری از مردم نیز با ماشین های شخصی و یا اداری می آیند...

ساعت یک بعدازظهر مینی بوس سفید افشین با بوق های معروفش خبر از حرکت می دادو از همان ابتدا همه یکصدا شعار می دادند:((هفتکل شهرستان ،هفتکل شهرستان))... صندلی ها و کرسی ها اشغال شده بود و مینی بوس دو برابر ظرفیت مسافر دارد!...بچه ها به سکوت دعوت می شوند و از آنها خواسته می شوددر رامهرمز نظم را رعایت کرده و حساسیت ایجاد نکنند...ساعت یک و نیم بعدازظهر خیابانهای رامهرمز خلوت تر از همیشه به نظر می رسد... به خیابانهای مجاور ورزشگاه که می رسیم جایی برای پارک مینی بوس پیدا نمی کنیم .... بقیه ماشین ها ی هفتکلی هم می رسند، با هم هماهنگ  می کنیم که همزمان وارد ورزشگاه شویم... پارچه نوشته هارا آماده می کینم ...از صدها متر مانده به ورزشگاه قدم به قدم ماموران نیروی انتظامی در حال نظارت بررفت و آمدها هستند..در پشت بام ها و برخی از پنجره منازل هم ماموران دیده می شوند...جلوی ورزشگاه در چند ردیف مردم در حال بازرسی جهت ورود هستند...ما هم می رسیم...بسیجیان حفاظت ورزشگاه مانع ورود پارچه نوشته ها می شوندو می گویندشعارهای نوشته شده روی این پارچه ها سیاسی است !!! ...با خونسردی متن شعارها را به زبان ساده تر برایشان می خوانیم ، آرام می شوند ولی به چوب پارچه ها گیر می دهند و می گویند بنا به دستور ورود هرگونه چوب به ورزشگاه ممنوع است!!!..با اکراه می پذیریم و چوب ها را تحویل می دهیم ولی بچه های زرنگ هفتکلی دریک فرصت مناسب چند تا از چوب ها را پس گرفتند... نصف ورزشگاه پر شده بود و تا سخنرانی رئیس جمهور بیش از یکساعت مانده بود... به بچه ها می گوییم تا سخنرانی شروع نشده پارچه ها را باز نکنید  چون ممکن است حساسیت ایجادکند... با هر زحمتی که بود از میان جمعیت فشرده شده راهی باز کردیم و خودمان را به جلوی جمعیت و نزدیک جایگاه رساندیم... عده ای از عرب های رامهرمزی زیر بیرق های طایفه خود پایکوبی می کنند .. برخی شعار می دهند ... مجری برنامه به مناسبت عید غدیر خم مولودی خوانی می کند ... هجوم جمعیت بیشتر می شود…برخی از بچه ها احساساتی شده و یکی از پارچه نوشته ها را باز می کنند و همه یکصدا فریاد  هفتکل ، هفتکل سرمی دهند و صدایشان آرام آرام بر صدای جمعیت زیاد رامهرمزی ها غالب می شود ... بعداز یک ربع هفتکل ، هفتکل گفتن  صدای رامهرمزی ها به علامت اعتراض بلند می شود ... قصد ایجاد مزاحمت برای هفتکلی ها را دارند... زود متوجه می شویم و بچه ها را به سکوت دعوت می کنیم و برای اینکه پارچه هایمان را حفاظت نگیرد به بالای سکوی تماشاگران می رویم و در کمتر از چند دقیقه چهار پارچه نوشته با شعارهای ((هفتکل ، شهرستان ــ هفتکل سربلند تاریخ  مظلوم جغرافیا ــ هفتکل شهر فراموش شده را دریابید ــ هفتکل محرومتر از محروم )) همه نگاهها را متوجه خود می کند ... چرخبال های حامل ریاست جمهوری و هیئت همراه بعداز چرخ زدن در آسمان برزمین می نشینند  و صدای مردم حاضر بلند می شود...مراسم استقبال انجام می شود ودختر شهید زاهد کلاه کج (از شهدای  رودزرد واعزامی از هفتکل) دست گلی به دکتر احمد نژاد تقدیم می کند... رئیس جمهور به جایگاه می آید ، همه دست تکان می دهند و هُورا می کشند و فریاد  احمدی نژاداحمدنژاد سرمی دهند ولی هفتکلی های حاضر در سکوها فقط کلمه هفتکل را تکرا ر می کنند ... حاج سید ناصر موسوی نماینده رامهرمز در مجلس ششم و هفتم که شب پیش در مصلای هفتکل و جلسه شورای اداری و در حضور مشاور رئیس جمهور همانند یک هفتکلی دلسوز مشکلات را بیان کرده بود ا ین بار نیز پیش از سخنان ریاست جمهوری  پشت تریبون رفت و در میان هزاران رامهرمز ی  با اشاره به سکوی تماشاگران و پارچه نوشته ها،  اولین مشکل را شهرستان شدن هفتکل اعلام می کندو می گوید: آقای رئیس جمهور مردم هفتکل همانگونه که از پارچه نوشته ها یشان پیداست  فقط یک خواسته دارند و آنهم شهرستان شدن است ... هفتکلی ها ی حاضر هم یکصدا این خواسته را فریاد زدند تا به گوش دکتر برسد و جمعیت رامهرمزی  که چند لحظه ای در میان فریاد هفتکلی ها سکوت کرده بودند  شروع به ناسزا گفتند به سید ناصر کردند ... آقا سید هم بعد از تکرار مشکلات هفتکل و هفتکلی ها مشکلات رامهرمز را بیان کرد و بماند که برخی از رامهرمزی ها که معلوم بود از جایی هدایت شده بودند در مورد سید  چه فریاد  می زدند... سید ناصر موسوی در چنددقیقه  حرف دل هزاران هفتکلی را زده بود  و دهها هفتکلی حاضر در ورزشگاه از شوق صدایشان بالاتر از هزاران رامهرمزی شنیده می شد و فریاد سید دوستت داریم هفتکلی ها که صدای اعتراض رامهرمزی ها را خاموش کرده بود ...

آقای احمدی نزاد شروع به ایراد سخن می کند.... نود و شش میلیارد تومان اعتبار  تحت عنوان تسهیلات استغالزایی به رامهرمز می دهد که البته سهم ما هفتکلی ها نیز هست ...در میان سخنان رئیس جمهوری  هفتکلی ها پارچه ها  را تکان می دهند و با دست به نوشته و شعارها اشاره می کنند و هر جا که رئیس جمهور مکث می کند  فریا د می زنند:احمدی نژاد شهرستان شهرستان ــ هفتکل شهرستان ، هفتکل شهرستان ...و اینقدر تکرار می کنند تا رئیس جمهوری که از روی نوشته سخنرانی می کند   مجبور می شود  خارج از برنامه و نوشته هایش سه بار در مورد هفتکل سخن براند و بگوید :((برنامه  هفتکل را درهیئت دولت و خبر صدا و سیما خواهید شنید)) ... یکی از جوانان هفتکلی هم که در زیر جایگاه  ویژه استقرار داشت با سرو صدا احمدی نژاد را متوجه خویش ساخته و رنجنامه مردم هفتکل را که مجید حسینی نژاد یکی از فرهنگیان عضو انجمن دوستداران  هفتکل نوشته به رئیس جمهور می رساند ...

سخنرانی تمام می شود ... رامهرمزی ها در حال ترک ورزشگاه هستند .. به هفتکلی ها می گوییم بمانند و آخر خارج شوند ... برخی از هفتکلی ها که در میان تماشاگران بصورت پراکنده حضور داشتند نیز خودشان را به ما می رسانند و می گویند : با سر و صدایتان ما فکر می کردیم شما چند صد نفرید... حفیظ اله ممبینی رئیس شورای شهر که در جایگاه بود وبعداز برنامه به اتفاق دیگر مسئولین شهر خودشان را به ما رسانده بودند  گفت:تمام رامهرمزی ها خصوصاً مسئولین این شهر را غافلگیر کردید و همه را تحت تاثیر اسم هفتکل قرار دادید و همین که توانستیم خواسته هایمان را مستقیم به عرض رئیس جمهور برسانیم کافی است ... برخی از بچه ها هم  که تحت تاثیر حرفهای سید ناصر بودند می گفتند:ما هفتکلی ها اگر گذشته را ندیده بگیریم و به آینده هم کاری نداشته باشیم  امروز بدهکار سید ناصریم  و همانطور که وی امروز برایمان سنگ تمام گذاشت ما نیز در انتخابات باید ادای دین کنیم ....  مینی بوس سفید با پارچه نوشته ی (( هفتکل شهرستان و هفتکل سربلند تاریخ  مظلوم جغرافیا)) که در دوطرف خود داشت بوق زنان و سرنشینان  هل هله کنان راه هفتکل را در پیش گرفته بود و همه خوشحال به آینده روشن امیدوار شده بودیم ...

یک روز بعد خبررسید رئیس جمهور زیر برخی از خواسته ای هفتکلی ها امضا زده بود و پروسه شهرستان شدن هم به جریان افتاده بود و خبر دیگر اینکه بعداز دهها سال انتظار بالاخره قضیه پانزده کیلومتر فاضلاب شهر هفتکل هم روی میز ریاست جمهوری بود و قلم دکتر که می نوشت ((سریعاً و خارج از نوبت اقدام شود))­­

 

 

 

نامه ای به ریاست محترم جمهوری

آقای رئیس جمهور

سلام

نامم مهم نیست ، من یکی از چهل هزار سکنه شهر فراموش شده هفتکل هستم.

قطعاً نام شهر مرا شنیده ای ، اوصافش را نمی دانم  اما می دانم که نام هفتکل به گوشتان خورده است.هفتکل اولین شهر صنعتی ایران و دومین منطقه نفتی کشور است.تا سالهای ابتدایی دهه پنجاه این شهر رونق فراوان و امکانات بسیاری داشت اما با تخلیه امکانات توسط شرکت نفت، هفتکل با وجود تولید روزانه دهها هزار بشکه نفت از رونق افتاد و با شروع جنگ تحمیلی  پایگاهی برای اعزام نیروهای بسیجی شهرهای مجاور به جبهه ها شد و در این راه مقدس  بیش از یکصد و هفتاد شهید تقدیم انقلاب کرد و در هشت سال دفاع مقدس نیز سخاوتمندانه پذیرای بیش از پانزده هزار مهاجر جنگ شد.

آقای رئیس جمهور؛ هفتکلی های مومن و انقلابی در تمام مراحل انقلاب دوشادوش دیگر هموطنان حرکت کردند و گواه این مطلب هم    مشارکت بالای نود و هشت درصدی مردم این شهر در تمامی انتخابات می باشد.آقای رئیس جمهور مردم هفتکل سالهاست که در پی مشکل گشا می گردند ، آب شرب و جیره بندی ما در تابستان بالای هفتاد درجه حرارت دارد و فاضلاب شهر نیز

در پانزده کیلومتر کانال روباز جریان دارد ، نماینده مجلسمان در مسجدسلیمان است و اعتبارات ناچیزمان از رامهرمز می آیدو شهری که سالها منتظر جاده اصفهان بود به واسطه نابخــــــردی برخی از مسئولین خدانشناس جاده را از چند کیلومتری آن عبور دادند و بازهم در بن بست قرارش دادند.

آقای رئیس جمهور اگر به هفتکل آمدید و خدای ناکرده مریض شدید (حتی سرماخوردگی)به فکر درمان در این شهر نباشید چون مطمئن باشید آدرس عطاری را به شما خواهند داد و تنها درمانگاه شهر از نبود پزشک ، امکانات و آمبولانس خود به بیمار دم  مرگی شباهت دارد.آقای رئیس جمهوردر هفتکل علاوه بر ذخایر عظیم نفت و گاز ، معادن غنی سنگ ، آهک و گچ وجود دارد ولی به دلیل نبودامکانات ، بهره برداری از آنها بصورت سنتی است .آقای رئیس جمهور در این شهر که خیل عظیم جمعیت آن زیر خط فقر بسر می برند  بیش از دوهزار کشاورز دیم کار بصورت فصلی امرار معاش می کنند و در دیگر فصول سال  میادین شهر مملو از کسانی است که دنبال کار می گردند .آقای رئیس جمهور ؛ ناحیه صنعتی هفتکل بیش از چهارده سال است که بلاتکلیف مانده و کسانی که می خواستند با گرفتن تسهیلات کارآفرینی کنند پشت وثیقه های سنگین مانده اند.آقای رئیس جمهور افتخار همه ما به شهدا است ولی مظلومیت هفت شهید گمنام هفتکل که در تپه شهدا آرمیده اند دل هر رهگذری را به درد می آورد (توضیح بیشتر نمی دهم خود بیایید و ببینید) .آقای رئیس جمهور ؛هفتکلی ها دهها سال است به دنبال ارتقا بخششان به شهرستان هستند و بیست و هفت سال است که با تقدیم شهدا ، جانبازان ، ایثارگران ، آزادگان و حضور سبزو دائمی در صحنه های مختلف  دینمان را به انقلاب ، اسلام و ایران ادا کردیم ، آیا وقت آن نرسیده که دولت دینش را به این مردم و این شهر ادا کند ؟ آیا وقت آن نرسیده که مشکلاتمان مرتفع شود ؟ آیا وقت آن نرسیده که به آرزوی دیرینه امان دست یابیم ؟

آقای رئیس جمهور با نیامدنتان به هفتکل دل هزاران چشم به راه را آزردید ، اگر به هفتکل نیاید یا مشکلاتمان را پی گیری نکنید ما هفتکلی ها تا قیامت طلبکار شما خواهیم ماند....

 

 

سفر رئیس جمهوری به هفتکل

می آد، نمیاد ، می آد ، نمیآد ...

آری او نمی آید و هزاران نفر چشم به راه می مانند ، نمی آید و هزاران نفر نا امید... نمی آیدو...

پس از یکسال می آید و نمی آید گفتن بلاخره دی ماه 85 رسید و برنامه های رئیس جمهوری اعلام شد، همه شهرستانها میزبان آقای احمدی نژاد شده و می شوند ، همه بخش ها و روستاها پذیرای وزرا و مشاورین هیئت دولت می گردند اما نامی از هفتکل در برنامه ها دیده نمی شود !

و زمانیکه رئیس جمهور در شهرستانهای مختلف اعتبارات کلان را بین مردم و ادارات تقسیم می کند ؛دل هفتکلی ها آزرده تر می شود  نه از این بابت که دیگران سهم می گیرند بلکه از این جهت که ما بی بهره ایم ...!

تلاش مسئولینی که در هفته ها و ماههای قبل رایزنی های بسیاری برای حضور ریاست جمهوری در هفتکل داشتند بی ثمر می ماند ،امام جمعه هفتکل هم که طی یکسال اخیر تلاش زیاد و رایزنی بسیاری برای حل مشکلات این شهر داشت  در چنین شرایط حساس علارغم میل باطنی اش در یک برنامه از پیش تعیین شده به عنوان سرپرست کاروان به عتبات عالیات اعزام می شود و مردم از اینکه کسی از دولتمردان به شهرشان بیاید دچار یاس می شوند ، برخی از مسئولین هم که زیر فشار سئوالات مردم پاسخی ندارند انزوا اختیار می کنند ... برخی دیگراز مسئولین  نامه می نویسند و مشکلات اداره اشان را از طریق کاغذ نوشته به سمع دولت می رسانند ! عده ای از مردم نیز کاغذ به دست دنبال کسی هستند که عریضه ای برایشان بنویسد ...برخی هم که نامه هایشان نوشته شده سوال می کنند : آیا کسی به هفتکل می آید که حداقل نامه هایمان را ببرد ، یا نه ؟! و هیچکس پاسخ روشنی برای آن ندارد !

رئیس جمهور در روز سوم سفرش به سر می برد و همه بخش ها و اکثر روستاها و حتی مناطق عشایری مورد بازدید وزرا ، مشاورین و معاونین رئیس جمهور قرار می گیرند ولی هنوز در هفتکل خبری نیست ! و  مردم محروم این شهر که به راستی از واژه محروم هم محرومترند  از بی توجهی مسئولین نا امید تر می شوند .

یکی از محدود کسانی که پی گیر مشکلات هفتکل بوده و هست حاج سید ناصر موسوی نماینده مردم رامهرمز در مجلس است .این سید بزرگوار علارغم اینکه وی از نظر قانونی نماینده هفتکل نیست(و این وظیفه به عهده دکتر رضایی نماینده مسجدسلیمان می باشد) طی هفته های اخیرفعالیتش را شدت بخشید و اولین مشکلی را که با وزرا در میان می گذارد مشکلات هفتکل است وهمین پی گیری های ایشان ، بخشدار  و رئیس شورای شهر   باعث می شود صدای نارضایتی مردم هفتکل به گوش دولت برسد و رئیس جمهوری که در حال تردد هوایی بین شهر های مختلف می باشد یادی از هفتکل بکند و یکی از مشاورین خود را که در حال بازدید از ایذه است  مجبور کند کارش را نیمه تمام رها کرده و به این شهر بیاد... ساعت پنج و سی دقیقه بعدازظهر سفر آقای مهندس بشارتی مشاور رئیس جمهور در امور مناطق محروم به مسئولین و مردم محروم تر از محروم هفتکل اعلام می شود و ساعت شش بعدازظهر بیش از هشت هزار هفتکلی در مصلای امام جعفر صادق (ع) وخیابان مجاور آن کاری کردند که دولت شرمنده شد. هشت هزار هفتکلی فریاد شهرستان شدن را سردادند ؛ و این تنها خواسته اشان بود .

سید ناصر موسوی هم که آمده بود، با شور و حرارت از هفتکل قدیم گفت  و افزود:مردم این شهر بیست و هفت سال منتظر احقاق حقوقشان هستند و ایشان فقط یک چیز می خواهند و آن هم شهرستان شدن است ... و مردم هم با فریاد رسا این خواسته را اعلام کردند و پشت سرهم می گفتند:احمدی نژاد ، شهرستان ، شهرستان ... عکس های دکتر احمدی نژاد دست به دست می گشت ... حاج سید ناصر موسوی در میان شور کم نظیر هفتکلی ها ادامه داد:آقای بشارتی ؛زمانیکه در خوزستان بجز هفتکل و مسجدسلیمان شهری نبود این شهر فرودگاه و امکانات یک شهر مدرن     را داشت ولی متاسفانه امروز از بی توجهی می سوزد و هم اکنون این شهر محروم از امکانات با تولید روزانه دهها هزار بشکه نفت نیاز به توجه دارد ... و مردم  یکصدا با فریاد سید ناصر دوستت داریم ،گفته های حاجی را تایید می کردند ... سید ناصر موسوی در روز پنج شنبه چهاردهم دی ماه در مصلای امام جعفر صادق به واقع زبان گویای هفتکل بود واین جای تقدیر دارد.مهندس حمزه پور بخشدار و حفیظ اله ممبینی رئیس شورای شهر هم که در واقع د راین مدت زحمات زیادی کشیده بودند در چند جمله مشکلات رابیان و تنها خواسته مردم را شهرستان شدن هفتکل ذکر کردند.مجید حسینی نژاد از فرهنگیان و اعضا انجمن دوستداران هفتکل هم طی مقاله ای پرشور تحت عنوان(( رنجنامه مردم هفتکل)) خواسته های مردم را بیان و مورد تشویق قرار گرفت. اما جالبترین قسمت برنامه یکساعته که در سرمای یک شب زمستانی جریان داشت ، سخنان آقای مهندس بشارتی بود .وی که تحت تاثیر احساسات مردم قرار گرفته بود (چون به واقع استقبال مردم هفتکل در حد استقبال خیلی از شهرستانها از رئیس جمهور بود) از شهرستان شدن برخی از شهر ها انتقاد کرد و گفت:من وقتی وارد هفتکل شدم از ساخت و سازها ، خیابانها ، فضای سبز و فرهنگ مردم تعجب کردم که چرا این شهر با سابقه چندین ساله باید بخش بماند و شهری مثل لالی  و گتوند که حتی یک خیابان و یا زیر ساختهای شهری ندارند به شهرستان تبدیل شوند .وصدای  فریاد مردم :احمدی نژاد شهرستان ، شهرستان .آقای بشارتی هم قول انعکاس مشکلات هفتکل را داد و گفت:من حتماً این اجتماع پرشور و خواسته هایتان را در هیئت دولت مطرح می کنم . پس از سخنان مشاور رئیس جمهور مردم یکصدا فریا می زدند :احمدی نژاد دوستت داریم ، احمدی نژاد شهرستان شهرستان . سید ناصر موسوی هم مرتب مورد تشویق مردم قرار می گرفت.درجلسه شورای اداری هفتکل هم برخی از مسئولین مشکلات ادارات خود را مطرح کرده و خواستار رسیدگی شدند مهندس ممبینی شهردار هفتکل هم از سابقه شهرداری این شهر گفت و افزود: هفتکل قدمتی بیش از هشتاد سال دارد ، ویکی از قدیمی ترین پارک های خوزستان به نام(( باغ ملی)) و خیابانهایی با زیر ساخت های قدیمی گواه این مدعاست .ممبینی ادامه داد : در هنگام تخصیص اعتبارات ،هفتکل هشتاد ساله را با روستاهای تازه شهر شده مقایسه می کنند و این انصاف نیست .در این جلسه هم آقای بشارتی  مجدداً قول انعکاس و پی گیری مشکلات هفتکل را داد و گفت: درب اتاق من به روی هفتکلی ها باز است و از هم اکنون من در کنار شما خواهم بود .  

باصحبت های آقا بشارتی و سید ناصر موسوی امیدواری به اردوی هفتکلی ها برگشته بود و همه از فردایی روشن سخن می گفتند .

                                                     راستی نامه ها هم جمع شده بود.

                                                                                                      

 

 

جشن عید غدیر

به مناسبت عید سعید غدیر خم با حضور خواهران بسیجی گردان الزهرا(س)  جشنی در سالن آمفی تئاتر ارشاد اسلامی هفتکل برگزار شد.

در این برنامه حجت الاســـــلام و المسلمین خلیلی مسئول حـــــوزه علمیه هفتکل طی سخنانی به بیان جایگاه غدیر در اسلام پرداخت و روز غدیر را بزرگترین عید شیعیان دانست./.

       

قالی بافی در هفتکل

سیصد و پنجاه نفر از بانوان و دختران هفتکلی  در این شهر به هنر قالیبافی مشغولند.

سرکار خانم سیده کبری کرمی زاد مدیرعامل تعاونی فرش هفتکل با دادن این خبر گفت: این عده در کارگاههای خانگی و با امکانات محدود به فعالیت خـــــــود ادامه می دهند و چنانچه دولت به صورت وام ،اعتبارات خاصی برای توسعه این هنر و حرفه در هفتــکل در نظر بگیرد این شهر قابلیت راه اندازی حداقل دوازده کارگاه بزرگ قالیبافی را دارد  و می تواند سهم بســـــــزایی در اشتغالزایی و تولید داشته باشد .

خانم کرمی زاد با اشاره به قدمت یکصد وهشتاد ساله تولید فرش در بین عشایر هفتکل  ادامه داد:  فرش(( یلمه )) که مخصوص عشایر قشقایی است با طرح زیبایی توسط هنرمندان قالیباف هفتکلی بافته می شود و هم اکنون این شهر از لحاظ تولید(( گلیم )) نیزمقام اول استان را داراست ./.

 

 

 

نماز جمعه این هفته

حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور امام جمعه هفتکل در خطبه های نماز جمعه  با اشاره به پروسه شهرستان شدن هفتکل افزود:با تلاش های صورت گرفته توسط مسئولین محلی و استانی خصوصا استاندار بسیجی ، پرونده شهرستان هفتکل تکمیل و جهت کارشناسی و تایید به وزارت کشور ارسال شد و در این زمینه جا دارد از زحمات همه عزیزان تشکر شود.

امام جمعه هفتکل همچنین بدلیل دریافت نامطلوب  کیفیت  شبکه های تلویزیونی در هفتکل از صدا وسیما انتقاد  و خواستار اصلاح وضع موجود شد.لازم به ذکر است که فقط شبکه یک در همه محلات و روستاهای هفتکل به خوبی دریافت می شودو  کیفیت دریافت بقیه شبکه ها   محله به محله تفاوت چشمگیری دارد. 

 

 

 

 

((راننده کامیون پس از سه ساعت از بین دهها تن آهن زنده بیرون آمد))

به گزارش خبرنگارما، شب و صبح روز پنج شنبه(23/9/85) هوای هفتکل و دیگر نقاط خوزستان مه آلود و سرد بود و غلظت مه در مسیر هفتکل به اهواز به حدی بالا بود که دید رانندگان را بسیار ضعیف کرده بود.این گزارش می افزاید:آقای خاکسار راننده کامیون( تریلی کمپرس ولوو) که با بیش از بیست تن سنگ آهک  در جاده هفتکل به اهواز در حرکت بود و چهار نفر از اعضا خانواده اش نیز او را همراهی می کردند  ساعت چهار صبح در تقاطع غیزانیه به دلیل دید کم از جاده خارج شده و پس از برخورد با تپه خاکی به زیر پل سقوط کرد .

در این حادثه  به چهار سرنشین صدماتی وارد شد ولی راننده در بین دهها تن آهن گرفتار شد و تلاش ماموران آتش نشانی و اورژانس برای خارج ساختنش بی فایده می نمود ، صدای ضجه خاکسار تلاش ماموران را دو چندان می کردوپس از سه ساعت تلاش ماموران خبره آتش نشانی اهواز  پایین تنه وی   که آغشته به خون بود را از بین لاشه سرد شده کامیون خارج نموده و پس از رسیدگی  اولیه توسط اورژانس جهت ادامه مداوا به اهواز اعزام شد.

لازم به ذکر است که کامیون مذکور متعلق به بنگاه برادران راستی  است.

همچنین سرویس خبر سایت هفتکل از آقای بهزاد سلمانوندزاده  که در   تهیه عکس این خبر ما را یاری دادند سپاسگذاری می نماید.

 

  

 

اینجا هفتکل است نه هفتگل

سالهاست تابلوهای راهنمایی کنار جاده ها ما هفتکلی ها را آزار می دهد .

از هر مسیری که به هفتـــــــکل (HAFTKEL)وارد و یا نزدیک شوید برروی تابلوهای راهنمایی نام نادرست هفتگل(HAFTGUEL) به چشم می خـــورد و این موضوع علاوه بر ناراحت کردن هفتکلی ها مسافران را نیز سر در گم می کند؛همین چند وقت پیش  سربازی گرگانی که خدمتش را در پادگان آموزشی هفتکل (HAFTKEL)می گذراند ؛می گفت: حوزه نظام وظیفه استان گلستان به ما گفتند خدمت شما ،استان خوزستان در شهر هفتکل می باشد و ما وقتی که به استان خوزستان رسیدیم  و به تابلوها نگاه می کردیم نامی از هفتکل ندیدیم و نیمه های شب زیر یک تابلو که به ظاهر اشتباهاً هفتگل(HAFTGUEL) نوشته بود ایستادیم و فکر کردیم این شهر دیگری است و بعد از ساعتی سرگردانی آدرس را از ماشین های گذری گرفتیم و آنها هم گفتند که خوزستان فقط یک هفتکل (HAFTKEL) دارد و این هم جاده هفتکل است نه هفتگل(HAFTGUEL) .

براستی اداره راه و ترابری بر اساس چه معیارو سندی نام هفتکل را تغییر داده است و اگر این عزیزان نمی دانند مختصر عرض می کنم ؛ کِل (KEL) به معنای نشانه سنگی می باشد که پیشینیان با گذاشتن چند سنگ بر روی هم به ارتفاع نیم تا یکی متر و حتی کمتر  نشانه ای می ساختند و از آن در تقسیم اراضی کشاورزی (مشخص نمودن سهم هر زارع از زمین ) و راهنمایی مسافران استفاده می کردند و وجه تسمیه هفتکل و داستان هفت راهزن و هفتا کل هم که زبانزده است.

حال سخن اینست ؛شهری که با این اسم به وجودآمده چرا باید با یک سیاست غلط و یا فکر ناصواب اسمش تغییر کند . ما هفتکلی ها از راه و ترابری استان و یا هر ارگان مرتبط می خواهیم در این زمینه سنجیده عمل کند و نام این شهر را بر اساس دفاتر ،اسناد و نقشه های کشوری بر روی تابلوهای راهنمایی کنار جاده  ها ثبت کنند تا بدین صورت نه دلی آزرده شود و نه مسافری سرگردان .

بازهم می گوییم اینجا هفتکل (HAFTKEL) است نه هفتگل (HAFTGUEL).

اما شما هفتکلی عزیز هم در هر جایی که زندگی می کنید لطفاً با تماس های مکرر با راه و ترابری استان و یا بنگاههای خبری این اشتباه را متذکر شوید مطمئناً در آینده نزدیک مجبور به اصلاح خواهند شد./.

شهاب داودی www.Shahabdavoodi_7kl@yahoo.com    

 

 زمین لرزه هفتکل و حومه را لرزاند

زمین لرزه3.7 ریشتری ساعت 11روز پنجشنبه 21/10/85 هفتکل و حومه را لرزاند که باعث لرزاندن شیشه های پنجره ها شد. خوشبختانه خسارتی به بار نیاورد.

 

                                            

کارت های اینترنت را نزد خود نگه دارید

این خبر را آقای موسوی سرپرست ICT هفتکل اعلام کرد ، که به 10 کاربری که بیشترین استفاده را از اینترنت داشته باشد جایزه هایی بصورت قرعه کشی  داده

می شود.      1- یک عدد ربع سکه بهار آزادی 2- پلاک طلا    3- کول دیسک  یبلی 4- بلوتوث     5-  رم ریدر   و.....

 

زمستان سرد هفتکل

مستان امسال سرما در هفتکل و استان خوزستان کم سابقه بود به طوریکه نیمه های شب لایه ای از یخ سطح گیاهان دامنه کوهها و حتی خودروهای پارک شده در خیابان و منازل را می پوشاند.

همانگونه که درعکس مشاهده می کنید خودروی آردی پارک شده در بازار هفتکل در ساعات اولیه صبح ازلایه سفیدرنگ  یخ یا به اصطلاح محلی ((چُم)) پوشیده شده است.

 

 

 

All Right reserved.© Copy Right 2006-2007

Create By:Danesh Afarin Jonob