همت كنيد همتتان راه چاره است                    فردا نويد بخش شكوهي دوباره است                   تاآسمان هفتم ايران صعود كن                    كامت روا،شهرم نامت بلند                    لايق نامت ستاره است

روزی که NIOC جایگزین AIOC شد و پرچم پرافتخار ایران بر فراز پالایشگاه آبادان به اهتزاز درآمد

 

مردم بر فراز دفتر اصلی کمپانی نفت سابق انگلیس و ایران حروف NIOC ( NATIONAL IRANIAN OIL COMPANY )را با افتخار جایگزین تابلوی قدیمی AIOC نمودند. آنها همچنین در این روز پرچم سه رنگ ایران را بر فراز پالایشگاه آبادان نیز به اهتزاز درآوردند تا غرور ملی خود را به رخ جهانیان بکشند .

 

فرشید خدادادیان


تاریخ معاصر ایران پیوندی ناگسستنی با رویدادهای نفتی در عرصه ملی دارد و خصوصا" پس از ملی شدن نفت در ایران این پیوند بیشتر به چشم می خورد.


از نخستین روزهای پس از ملی شدن نفت اتفاقات مهم و تاثیر گذاری در عرصه تاریخ ایران به وقوع پیوست و مسئله خلع ید و کوتاه کردن دست چپاولگران از منابع نفتی این سرزمین در بیست ونهم خرداد سال 1330 از جمله مهم ترین این رویدادهاست!


در حقیقت پس از ملی شدن صنعت نفت ایران  در آخرین روز اسفندماه سال  یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی  ، که البته  مهلک ترین ضربه بر پیکره چپاولگران نفتی محسوب می گردید ، کوتاه کردن دست  آن چپاولگران که  در قالب  کمپانی  نفت انگلیس و ایران AIOC ( مخففANGLO IRANIAN OIL COMPANY) کار می کردند ، مهمترین اقدام اجرایی نیروهای وطن دوست ملی  در این زمینه محسوب می شود .


در حقیقت گرفتاریهای کمپانی  نفت انگلیس و ایران از نخستین روزهای سال  یکهزار و سیصد و سی خورشیدی  آغاز شده بود اما در خرداد ماه آن سال این گرفتاریها به اوج خود رسید .
در حالی که در نخستین روزهای خرداد 1330  بریتانیا در آخرین مقاومتهای خود در برابر ملی شدن نفت به دادگاه لاهه شکایت برده بود ، روزهای پایانی آن کابوس بزرگ بریتانیا و کمپانی  نفت انگلیس و ایران بود . خصوصا زمانی که در بیست و نهمین  روز آن پرچم سه رنگ ایران بر فراز پالایشگاه آبادان به اهتزاز در آمد و پایان همه چیز را برای  AIOC  اعلام نمود .


پیش از آن و همزمان با شکایت بریتانیا به دادگاه لاهه ،  ایران اعلام کرده بود  مسئله نفت در ایران یک موضوع داخلی و اختلاف نظر بین یک کشور و یک شرکت خارجی است و ایران تنها حاضر به مذاکره با نمایندگان AIOC است و خود را ملزم به پاسخگویی به دولت بریتانیا و حضور در دادگاه بین المللی لاهه نمی بیند!


کمپانی  نفت انگلیس و ایران که از هر فرصتی برای بازگرداندن آب رفته به جوی استفاده می کرد، در عالی ترین سطح خود یعنی رئیس و  اعضای هیئت مدیره وارد ایران شدند . روز بیست و سوم خرداد ماه (برابر با  سیزدهم ژوئن1951 ) بازیل جکسون رئیس هیئت مدیره AIOC در جریان مذاکراتی بین شرکت مذکور با دولت ایران ،  به طرف ایرانی اطلاع داد کمپانی با پذیرش نوعی از ملی شدن که در آن شرایط شرکت نیز در نظر گرفته شده باشد موافق است . اما ایران در پاسخ به این پیشنهاد گنگ  کمپانی  نفت انگلیس و ایران صراحتا" بیان داشت که تنها یک نوع ملی شدن وجود دارد و آنهم ملی شدن واقعی و حقیقی است که در آن منافع ملی و استقلال ایران در نظر گرفته شده باشد ! یعنی اینکه صنایع نفت بطور کامل در اختیار دولت ایران قرار بگیرد


با توجه به اینکه در جریان تصویب قانون ملی شدن نفت، اولین اقدام در اجرایی نمودن این اصل خلع ید از کمپانی  نفت انگلیس و ایران  تعیین شده بود، جکسون برای آنکه  حداقل بهره را از مذاکرات مذکور ببرد از طرف  ایرانی خواست مانع اجرای خلع ید گردد اما طرف ایرانی این امر را نیز نپذیرفت و به صراحت اعلام نمود که هدف مذاکرات موجود تغییر قانون ملی شدن صنعت نفت نیست بلکه بررسی چگونگی اجرای آن است!


هیئت ایرانی تاکید کرد از تاریخ بیست و نهم اسفند ماه یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی ( برابر با 20 مارس 1951 میلادی) که لایحه ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسیده تمامی دریافتهای خالص بابت فروش نفت به ایران تعلق دارد و البته از دریافتهای مذکور بیست و پنج درصد آن در یک بانک بیطرف سپرده خواهد شد تا از محل آن غرامت مورد ادعای کمپانی نفت انگلیس و ایران تامین شود .
این هیئت همچنین  به اعضای هیئت مدیره کمپانی  نفت انگلیس و ایران تاکید کرد که  AIOC می تواند به هر میزان که بخواهد از ایران نفت خریداری نماید و آنرا به هر بازاری در هر نقطه از دنیا که تمایل دارد بفرستد و در عین حال به ایشان اخطار کرد در هر حال حقوق ایران باید در نظر گرفته شود!
در بیست و هشتم خرداد آن  سال( برابر با نوزدهم ژوئن)  وقتی دو هیئت نمایندگی برای آخرین بار با یکدیگر ملاقات کردند جکسون یادداشتی را به هیئت ایرانی تسلیم کرد که در آن نظرات AIOC منعکس شده بود . در آن یادداشت آمده بود که داراییهای ایرانی کمپانی ممکن است در شرکت ملی نفت ایران سرمایه گذاری شود و با در نظر گرفتن تملک AIOC بر این دارایی ها کمپانی نفت انگلیس و ایران حق استفاده از آن را تنها  به کمپانی جدیدی واگذار خواهد کرد که از طرف خود آن شرکت تشکیل شده باشد و البته این کمپانی جدید زیر نظر شرکت ملی نفت ایران فعالیت خواهد کرد!
جکسون همچنین به منظور ترغیب ایران به  قبول این پیشنهاد در یادداشت خود ذکر کرده بود که AIOC حاضر است در صورت موافقت ایران با این پیشنهاد به طور نقد ده میلیون لیره بعنوان پیش پرداخت به ایران بپردازد و از ماه ژوئیه نیز هر ماه مبلغی  به ایران پرداخت نماید تا زمانی که قرارداد نهایی بین ایران و کمپانی منعقد گردد.


جکسون فکر می کرد نیاز شدید ایران به پول نفت ،  دولت ایران را به چنین پیشنهاد قابل توجهی متمایل می کند و ایرانیان را از فکر ملی کردن واقعی نفت خود منحرف خواهد نمود اما هیئت ایرانی پیشنهاد کمپانی را توهین به شعور و آگاهی ملت ایران تلقی کرده و قاطعانه آنرا مردود اعلام کرد .
هیئت ایرانی برای مدیران کمپانی نفت انگلیس و ایران صراحتا توضیح داد که راهی جز قبول اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران و پرداخت تمام و کمال حقوق ایران- بعنوان کشور صاحب نفت - از جانب بهره برداران نفتی وجود ندارد و هیئت مدیره AIOC  نیز به جای ارائه طرح های نامعقول و بچه گانه بهتر است فکری اساسی نماید تا بلکه بتواند در شرایط جدید بعنوان یک شرکت با سابقه در زمینه صنعت نفت با ایران همکاری عادلانه و منصفانه ای داشته باشد .


هیئت ایرانی برای رؤسای AIOC توضیح داد که ایران صاحب و مالک واقعی و حقیقی معادن نفت و گاز خود است و آن شرکت اگر طرحی برای همکاری در این زمینه دارد می تواند ارائه نماید تا ایران آنرا بررسی و در صورت در نظر گرفته شدن کلیه حقوق ایران در آن،  همکاری دو جانبه ای در این خصوص صورت پذیرد.


مدیران کمپانی نفت انگلیس و ایران سرانجام تهران را بدون دستیابی به کوچکترین امتیازی ترک کردند و جکسون رئیس هیئت مدیره در بازگشت به لندن اعلام کرد تا زمانی که در ایران این دولت ( دولت دکتر محمد مصدق ) بر سر کار است انگلستان نباید کمترین امیدی به تجدید مذاکرات و حصول نتیجه ای به نفع انگلیس داشته باشد . جکسون البته یک کارشناس اقتصادی بود اما تاریخ نشان داد که از شم سیاسی بالایی نیز برخوردار بود زیرا دو سال و دو ماه بعد از گفته جکسون . تنها با کودتایی ننگین و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بود که خوان گسترده نفت ایران مجددا بر روی چپاولگران نفتی و این بار در نقاب کنسرسیوم گسترده گردید!


پیش از ورود هیئت AIOC به تهران.دولت ایران هیئتی را به مناطق نفت خیز جنوب اعزام کرده بود تا اداره عملیات استخراج و بهره برداری از نفت را از شرکت نفت انگلیس و ایران تحویل گرفته و خود سرپرستی نمایند. شکست مذاکرات تهران انجام ماموریت این هیئت را سرعت بخشید و برای ایشان این مجال را بوجود آورد که با اقتدار بیشتری ماموریت خود را دنبال نمایند .
هنگامی که هیئت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران و نمایندگان کمیته مشترک نفت مجلس وارد مناطق نفت خیز جنوب شدند همچون قهرمانانی ملی از ایشان استقبال شد. در آبادان که دیگر به واسطه وجود بزرگترین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آن شهرتی جهانی یافته بود بیش از پنجاه هزار نفر شامل کارکنان صنعت نفت و اهالی آبادان به استقبال آنان آمدند و با وجود اینکه در آن روز طوفان شن شدیدی در این شهر وزیدن گرفته بود استقبالی تاریخی از سفیران آزادی و اقتدار ملی ایران صورت پذیرفت . هیئت اعزامی روز بعد در خرمشهر نیز با استقبالی قابل توجه روبرو شد و نمایندگانی نیز که به اهواز / مسجدسلیمان و سایر مناطق نفت خیز عزیمت کرده بودند هم با استقبالی چشمگیر و قابل توجه روبرو شدند

.
مردم بر فراز دفتر اصلی کمپانی نفت سابق انگلیس و ایران حروف NIOC (مخفف NATIONAL IRANIAN OIL COMPANY  )را با افتخار جایگزین تابلوی قدیمی AIOC نمودند. آنها همچنین در این روز پرچم سه رنگ ایران را بر فراز پالایشگاه آبادان نیز به اهتزاز درآوردند تا غرور ملی خود را به رخ جهانیان بکشند . همچنین بیانیه ای از جانب کارکنان شرکت و استقبال کنندگان  منتشر گردید و همه جا پخش شد که در آن آمده بود: از این پس تمامی کارکنان ایرانی و خارجی کمپانی سابق باید خود را کارکنان شرکت ملی نفت ایران NIOC بدانند .


شپرد سفیر بریتانیا در ایران که سرعت و شتاب حوادث او را بر آشفته کرده بود به وزارت خارجه کشور متبوعش گزارش داد : به نظر می رسد  دولت ایران آمادگی کامل دارد که از موج کنونی احساسات و افکار و عواطف عمومی به نفع خود بهره برداری نماید .


شپرد همچنین به دکتر مصدق نوشت : بر انگیختن احساسات عمومی کار آسانی است ولی کنترل آن آسان نخواهد بود!  دکتر مصدق نیز به وی پاسخ داد سبب بالا گرفتن و طغیان احساسات عمومی دهها سال نخوت . تکبر و خودبینی کمپانی بوده است !


حقیقت نیز جز این نبود . مردم ایران و خصوصا مناطق نفت خیز جنوب اهتزاز پرچم سه رنگ کشور خود را بر فراز پالایشگاه آبادان و دفاتر شرکت نفت به معنای پایان اشغال سرزمین خود توسط نیروهای بیگانه ای می دانستند که کمترین حقوق و مزایا را از ایشان دریغ داشته بودند .
آنان از این سرخوش بودند که با ملی کردن صنعت نفت علاوه بر امتیازات بین المللی و ملی شاهد بهبود اوضاع خود و افزایش سطح خدمات اجتماعی و غیره خواهند بود و نیک می دانستند که کمترین بهره آنان از این رهگذر رهایی از یوغ استعمار چپاولگران خواهد بود .
کوتاه کردن دست AIOC از تاسیسات نفت جنوب در سراسر کشور موجی از شادی و غرور را به همراه داشت . مردم ایران خلع ید را پیروزی ملی خود در برابر استعمار صنعتی غرب تلقی و به این امر افتخار می کردند

.
سفارت بریتانیا در تحلیل امور دچار آشفتگی شده و قدرت پیش بینی اقدامات و سیاستگذاری بر مبنای آن را از دست داده بود .


دربار  پهلوی نیز بهترین گزینه را سکوت یافته بود زیرا می دانست حتی اگر مخالفتی با این امر داشته باشد توانایی مقاومت در برابر موج سرکش اراده ایرانیان را نخواهد داشت و با هر گونه موضع گیری اعتبار خود را بیش از پیش از دست خواهد داد . به همین دلیل بود که علیرغم ارادتی که به قدرتهای غربی داشت ،  سکوت خویش را برای ایشان تبیین نموده بود .


خلع ید آخرین پایه های حضور کمپانی را در ایران متزلزل نمود.  به گونه ای که حتی اعلام صدور قرار موقت از جانب دادگاه لاهه نیز نتوانست آب رفته را به جوی باز گرداند .


بیست و نهم خرداد یکهزار و سیصد و سی پس از حماسه بزرگ ملی شدن نفت بعنوان روزی پر افتخار در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت گردید . روز کوتاه کردن دست چپاولگران نفتی و اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان

.
ایرانیا ن میهن دوست تابلوی کمپانی سابق را از فراز دفتر اصلی شرکت به زیر کشیدند و تابلوی آزادی خود را بر افراشتند . تابلویی که در آن زیر آرم تاریخی شیر و خورشید نوشته شده بود : هیئت مدیره موقت قانون ملی شدن صنعت نفت

.
انتهای پیام


منابع :
1- 
مصطفی علم : نفت قدرت و اصول / ملی شدن نفت ایران و پیامدهای آن ترجمه غلامحسین صالحیار /1371 / انتشارات اطلاعات / تهران
2- 
عباس طرفی : مدیران صنعت نفت ایران / جلد اول/چاپ دوم 1383 /بی نا
3- 
گذشته چراغ راه آینده / پژوهش گروهی جامی / چاپ سوم 1381 /نیلوفر / تهران
4-
دکتر محمد علی همایون کاتوزیان: مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران / ترجمه فرزانه طاهری/ چاپ دوم 1378 / نشر مرکز / تهران

 

 

 

 

 

تاریخ نفت ؛برگ فراموش شده ی کتابهای درسی مدارس

 

محمد شاهرخ نسب

Naftkhiz3@yahoo.com

 

همگان نیک می دانیم که یکی از رسالت های وزارت آموزش و پرورش در هر جامعه ای بعد از فراهم نمودن شرایط آموزش برای کلیه ی افراد جامعه و در وهله ی دوم به عنوان مولد و مروج فرهنگ و دیدگاه حاکمیت نقشی اساسی ایفا میکند.بعد از نیروهای مسلح بیشترین نیر و اعم از کمی و کیفی با این نهاد در ارتباط می باشند .و شاید به باور من زیربنا ی ساختار فرهنگ هر جامعه ای بواسطه ی آموزش و پرورش طراحی و اجرا می شود که این مهم از سوی معلمان و مولفان کتابهای درسی انجام می شود. معاونت برنامه ریزی و تالیف کتابهای درسی رسالتی بزرگ و مسئلیتی بی بدیل در جامعه بر دوش دارد . از طریق تالیف و انشار کتب درسی با ذهن و شخصیت دانش آموزان در کلیتی کوچک و جامعه در کلیتی وسیع تر ایفای نقش می کند.مولفان و طراحان کتابهای درسی  نکاتی چند را در تالیف کتابهای درسی مد نظر دارند.1- مطالب کتابها باید به روز ،مفید ومتناسب با نیاز علمی دانش آمزان و جامعه ی علمی کشور باشد.2- بعد از این موارد با نقش تعلیم و تربیتی و انسان سازانه باشند. 3- برخاسته، همراه و هماهنگ با فرهنگ و هویت و ارزشهای جامعه و کشور باشند وبای سیکل زمانی خاص ارایه شوند و بعد از آن در آنها تجدید نظر وکاستیهای کمی و کیفی آن برطرف شود .اما آنچه که سبب این نوشتارشد خلا  موجود در کتابهای تاریخ مدارس در مقاطع راهنمایی و متوسطه پیرامون کشف نفت و آغاز تحولات سیاسی /تاریخی /اجتماعی و فرهنگی بر خواسته از این تحول عظیم در کشور است.با نگاهی هر چند اجمالی به این کتابها نیک در می یابم که هیچ توجهی به این مهم نشده است . برای مثال :در کتاب تاریخ کلاس سوم راهنمایی در فصل 12 کتاب بدون هیچ مقدمه ای پیرامون چگونگی  کشف نفت و بهره برداری از آن به مساله ی ملی شدن صنعت نفت و تلاش آیت ا... کاشانی و دکتر مصدق اشاره شده است،که این خود موجب سردر گمی دانش آموز می شود و این سوا ل  برای دانش ؛آموز پیش می آید که نفت در ایران چگونه پدیدار شد و ..... ؟از دیگر سو در کتاب شیمی سال اول متوسطه در صفحه ی 115کتاب هرچند که از حوصله ی این درس خارج است اما گریزی به تولد نفت در امریکا و به دنبال آن در ایران شده است و عکس چاه شماره یک مسجد سلیمان و تعدادی از کار گران بختیاری در کنار مته ی حفاری دیده می شوند ودر صفحه ی 116 هم برگی از تقویم در گوشه راست صفحه که  بیانگر روز  29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت است  را نشان می دهد که توضیحی هم در ذیل آن آمده است.! و در صفحه ی 224 کتاب تاریخ ایران و جهان (2) سال سوم متوسطه به قرار داد الحاقی (گس –گلشائیان ) اشاره شده است و دیگر قرار دادها هم فراموش شده اند.!  تمام مطالب مربوط به نفت در کتابهای درسی به موارد یاد شده محدود می شوند که این خود در خور یادآوری است.بر هیچ کسی پوشیده نیست که تحولات 100 سال اخیر کشورمان با نفت پیوندهای ناگسستنی خورده اند و نوز هم این تحولات در جریانند. ایا سزاست که این بخش از تار یخ کشور مان که مایه ی افتخارملی و مذهبی ما  نیز محسوب میشود اینگونه به تغافل سپرده شود! درس تاریخ درسی است که هویت انسان با آن گره خورده است  آن هم در دوران فعلی که دوران تقابل فرهنگها شاید باشد که فرهنگ غربی خودنمایی میکند چه  سعی در انفعال سایر فرهنگها دارند .هنوز تاریخ برای ما حرفهای ناگفته بسیار دارد و وظیه ی ماست که این ناگفته ها را از دل تاریخ بیرون بکشیم .اما چه باید کرد ؟؟؟؟؟این قلم همین عنایت کوچک به مسئله ی نفت را در خور تقدیر میداند و امید دارد که این نقیصه  به زودی بر طرف شود.اما پیشنهاد میکنم که با توجه به اینکه سال تحصیلی آینده  مقارن با مناسبت یکصد سالگی کشف  نفت و آغاز عصر نفت   نیز  است  بخشی در برنامه های کتب درسی مدارس از سوی معاونت محتر م تالیف وزارت محترم آموزش و پرورش  تحت عنوان (تاریخ نفت ) لحاظ شود که در برگیرنده ی  آگاهی های لازم برای دانش آموزان در جهت آشنایی با تحولات  این صنعت اعم از سیاسی /تاریخی / اجتماعی و ...نفت  در طول سده ی گذشته باشد.از سویی دیگر بجاست که وزارت محترم نفت با وزارت محترم آموزش و پروش در جهت عملیاتی شدن این موضوع بکوشند و همکاری های لازم را نیز داشته باشند و این قلم نیز  آمادگی خودر ا جهت هر گونه همکاری فکری در راستای اجرای  این پروژه را یاد آور می شود .امید است که همگی بتوانیم در اعتلای تاریخ و هویت ایرانی اسلامی  خویش بکوشیم .ان شا ا... 

 

 

 

 

 

All Right reserved.© Copy Right 2006-2007

Create By:Danesh Afarin Jonob