|
ترا ای کهن بوم وبرم دوست دارم
دغدغه ی دوست داران هفتکل در یک
کلام توسعه ی شهر و روستا های همجوار است و هر الگویی برای
توسعه لاجرم باید در قالب های بومی آن و ظرفیتهای خاص شهر و
روستا برنامه ریزی شود .این(
domain)
)قصد دارد در نوشتارهای خود زمینه ی رشد و مواهب طبیعی هفتکل و
روستاهای پیرامون آن را برابر چشم برنامه ریزان و دست اندر
کاران قرار دهد تا بر اساس آن به جهت گیری توسعه کمک کرده
باشد.
توجه به حفاظت از محیط زیست و
افراد موثر و کارآ ومعرفی آنان از الویتهای ویژه ی ماست .در
معرفی مناطق هیچگونه جانبداری /تعصب و غلو جایگاهی ندارد و ما
با آغوشی گشاده چشم براه دوستان و صاحب نظران هستیم.
دومین الویت ما پرداختن به
هنرهای تجسمی /سنتی و بومی هر منطقه است. به عنوان مثال در
روستاها یی که هموطنان ترک و قشقایی زندگی میکنند تارو پود
قالی ها و گبه ها و فرشهای دستباف ریشه دوانده است و بر آنیم
تا با زی رنگ ورنج و زندگی انان را در برابر دیده گان مشتاقان
قرار دهیم .
طرحهای عمده ی خاک و آبخیزداری و
ایجاد مراتع و بادام کاری و کشتهای گلخانه ای و.... در این
ستون معرفی خواهند شد .
وآخر اینکه ما تصمیم داریم چون
آیینه ای محرومیتها /فقدانها وجنبه های مغفول زیستی و زیر
بنایی و مشکلات را منعکس کنیم .تا ان شا ا... با همدلی و یاری
و همراهی یکدیگر مطالبات و خواسته های اولیه ی زندگی در چنین
مناطقی را پیگیری کنیم. برای
رسیدن به فردایی بهتر و چشم اندازی زیباتر
.
سرزمين
درختچه هاي گز
اينجا گزين است نامي آشنا و مهجور
مانده در كيلومتر هيجده جاده هفتكل ــ نفت سفيد ... اينجا
گزين است؛ دهستاني با صدها سال خاطره و هفتاد و دو خانوار
ساكن و نزديك به پانصد نفر جمعيت ... آري اينجا گزين است ،
دهستاني كه شغل مردم زحمتكش آن كشاورزي و دامداري است ...
روستايي كه بوي گاز ترشش ريه و مزاج مردمانش را ترشتر كرده
و وسايل زندگي را از رده خارج ساخته است....روستايي كه
مردمانش ، مردانه پتك به دست به جنگ سنگ مي روند و از صدها
معدن اطراف آن به زحمت امرار معاش كرده و خود كمترين بهره
را از اين زحمت مي برند .
آري اينجا گزين است روستاي خاطرات
كودكي ، روستايي كه هفتاد سال پيش دبستان و تا چندين سال
پيش مدرسه راهنمايي ، تعاوني روستايي و مسجدي پويا داشت...
روستايي كه در آن زندگي طراوت داشت و كودكانش به اميد
فرداها بزرگ و بزرگتر شدند.
آري اينجا گزين، سرزمين درختچه هاي گز
است ؛ روستايي كه اكنون خبري از گذشته خوب و روشن در آن
نيست . روستايي كه رو به ويـــــراني و فـــراموشي مي رود
... آقايان مسئول، گزين را دريابيد.
بيحَد چكدِم روزگارينگ جُوروُنِه
هِچ مطلب اولماده دستگيرم آپارديِ
اوُثاقلِيگم، جــــــــوانيگم، دورانه
قُحبَه فلك ورده تقــــــديـــر آپـاردي
بيرثُلث عُمــــرمنان طِفليدم
نادان بيــــــــر ثلث عُمـــرم،آپاري شيطان
بير ثلث قوجالِگ بوسده آخ
امان اوُغـــــردان قالان فالــــــگير آپاردي
علي
چهــرازي
روستای دره خرزهره
در فرهنگ نامها کلمه آبادی تداعی کننده مثبتی ازمعنای لغتی
است
که خود هم خانواده با آب وآبادانی است و ریشه های درخت
تنومند آن در آب و لاجرم به
بلندای آبادانی که از آن حاصل میشود ، سایه گستر آبادی
خواهد بود , اغلب اسکانهای
بشری بر کنار رودها ودریاها و یادر کنار چشمه سارها ی
جوشان رشته کوهها پدیدار شدند
.
روستای دره خرزهره نیز خارج از این قاعده نبوده و همچنانکه
از
نامش پیداست روستایی است بر بلندای تپه مشرف به دره رودی
که سراسر آنرا
درختان خرزهره پوشانده بود و بهمین دلیل روستای " دره
خرزهره " نامیده شد . نخستین
جاذبه های زندگی در چنین جایی وآنهم در روزگاری که زمان در
حال گذار از زندگی ایلی
به سمت یکجا نشینی در حوزه گرمسیری بختیاری بوده است ،
وجود چشمه آب شیرین در
مجاورت کوههایی که روستا را احاطه کرده بود و وجود دره
رودی که جـاری آب در آن ،
میتوانست جوابــگوی نیاز دام ها باشد و تنوع زمینـهای حاصل
خیزدامنه های پر علف
کوهستانی آن کافی بود تا انگیزه قوی برای سکونت باشد ، با
انتخاب این محل برای
زندگی کار آبادانی به شیوه مرسوم در آن زمان آغاز گردید
واز این جهت نخست دامنه
کوهها وزمینهای مسطح به زیر کشت رفت ، کشت در دامنه ها
بصورت دیم (جو وگندم ) و در
زمینهای مجاور دره با ایجاد باغات میوه وصیفی همراه بود
.
ایجاد باغات میوه شروع امیدوار کننده ای داشت وطی چند دهه
باروری
ومحصول دهی محیط مفرحی برای جبران سختی احداث آن نموده
بود ، شروع یکدوره خشکسالی
طولانی باعث خشکیدن آب دره وتخريب باغات شد که امروز از
آنهمه باغ تنها قامت بلند و
مثمر نخلی مانده است تا گواهی باشد بر گذشته کسانی که
هیچگاه مرعوب سختی کار نشده
وآنرا به تسخیر اراده خویش درآورده اند و هم راهنمایی باشد
برای کشف قابلیتهای خاک
در پرورش انواع درخت .
دامنه کوههای ان سرشار از سبزه هایی ست که درردیف داروهای
گیاهی
میباشند. اغلب دامنه ها سایه دار درخت سدر (کنار) میباشد
که ویژه محیط گرمسیری است
و وجود سنگ وگچ که از مواد پرمصرف در کار ساختمان سازی
وتهیه آهک وپودر گچ میباشد
در طبیعت آن یافت میشود، ضمنا وجود مواد اولیه صنعت سیمان
در کوههای آن سبب فکر
ایجاد کارخانه سیمان در آن محدوده شده است. این روستا از
قدیم تاکنون بدلیل
برخورداری از دامنه های پر علف، محل پرورش دام (بز و
گوسفند ) است و علاوه بر آن
چراگاه و محل عبور گله های بزکوهی و زیست پرندگانی چون کبک
و تیهو بوده واین جاذبه
باعث علاقه به کوهپیمایی وشکار در بین اهالی را فراهم
آورده است. زمستان معتدل ،
بهار دلنشین و تابستان گرم و خشک از مختصات آن است .این
روستا که ازحیث جمعیت جز
روستاهای کم جمعیت ميباشد، ساکنانش از سالهای دور با مودتی
مثال زدنی در کنار
هم زندگی کرده اند .در روزگار جدید، ورود تسهیلاتي نظیر آب
و برق به روستا نوید
آینده روشنتری را میدهد . احداث سد آبخیزداری بر دره رود
آن باعث ماندگاری آب واحیا
طبیعت اطراف آن شده است که توسعه آن در آینده با توجه به
زمینهای قابل كشت اطراف آن
میتواند مفید به فایده تر باشد .اميد است اين معرفي كوچك
باعث آشنايي دوستداران
محيط روستا با آن شده باشد ، البته لازم است گفته شود در
كنار هرامكان طبيعي
,همواره
وجود اراده سالمي لازم است تا با غلبه بر مشكلات، امكان
زندگی را فراهم
آورد ودر اين راستا علاوه بر جاذبه هاي گفته شده بايد از
نقش ساكنان ياد كرد كه با
خصلت كار آفريني ومعاشرت مردمي ، سبب استحكام زندگی و
پاسداشت آداب وسنن اصيل
اعتقادی وايلي دوران خود بوده اند.
اين روستا در مسير جاده اهواز – باغملک و با 5 كيلومتر
فاصله از
جاده ، با تابلوي " روستاي شهيد اميري " مزین گرديده است
.
بقلم : محمود آذر
روستای شاه نشین
بقلم:مجید حسینی نژاد
Taraku@yahoo.com

در هیاهوی زندگی شهری ،سرعت و اضطراب ناشی از آن
،روستای شاه نشین از آن گوشه های دنجی است که هنوز طراوت بی
نظیر خود را از دست نداده است .این سرزمین که به نوعی منتهی
الیه قلمرو بزرگ ایل مکوند است ،همچنان چشم در چشم ستیغ بی
پایان رشته کوه آسماری نفس می کشد .حس وطن دوستی و نوستالوژی
که در ناخودآگاه جمعی ملت ایران نهادینه شده است ،در آینه ی
چشمان مردم این دیار تلاءلو و بارقه ی درخشنده تری دارد.نگاه
ظریف فرزندان این آب و خاک که ریشه در اهتمام ویژه ی پدران و
مادران خود دارد نسبت به ذره ذره ی این خاک حکایتی دیگر گونه
از حرمت نهادن به طبیعت است که درتعالیم کهن ایرانی و اهورایی
جلوه گر است.
در ایام نوروز ،روستای شاه نشین میزبان چمدانهای
خسته و دلهای منتظر است هر کسی از هر گوشه خود را میرساند تا
در هیاهوی شور و نشاط کودکان ،روایت خاطرات مردان و زنان ایل
کنار آلاچیق یادمان پیر مردان زنده دل ،توشه بر گیرند .آنجا
همواره حکایت برنو ها و اسبهای سر کش ،غمها و شادیها ی قبیله
،در افتادن با رراهزنها ،پاسبانی از ملک ومیراث آبا اجدادی و
زمزمه ی گفتگو و تکاپو در دل شبهای ظلمانی ،و گوش سپردن به
آوای وحوش ،ناله ی پلنگ و گرگهای نا موفق ،هوشیاری همیشه
چوپانان و نوای دل انگیز حرکت آب در بستر دره ها و جوباریکه ها
تکرار میشود.
اینجا مردم با آب وآب با مردم الفتی دیرینه
دارند .دیرگاهان روستاهای همجوار بخش عمده ای از صیفی جات و
میوه های مورد نیاز خود را از باغ های همیشه سبز شاه نشین
تامین می کردند و امروز پس از درنگی نا خوشایند دو باره دستهای
سبز مردان ایل و خصوصا" دوستدار همیشه ی کوه و کمر
یعنــــــــــــــی (ناد
علی صالحی) میرود تا دوباره
انگیزه ای ایجاد کند که هیچ جای این سر زمین علف هرز نرویاند
.آنسو تر خانه های کاهگلی و بعضا"امروزی ،در منطقه (شهر کهنه)
گویی جهانی به خواب رفته است .آثار تاریخی به جا مانده و
شالوده های پیدا و پنهان تمدن نیاز به باستان شناسی دقیق و
علمی دارد.
در لابه لای این این خرابه ها میتوان به زندگی
گذشتگان اندیشید .به دستهایی که ساختن را می آموزند و به
روزگا ر که خاکستر فراموشی می پاشد .انگار که شاه نشین تولد
ققنوسی دیگر بر بالهای سوخته (شهر
کهنه)است که به نظر میرسد برج و بارویی داشته است و
تاریخی را در خود پنهان داشته است .
این روستا هم اکنون جمعیت زیادی ندارد و اغلب
ساکنان بی آنکه پیوندهای خود را با آن قطع کنند به جستجوی
معیشت و تحصیل فرزندان راهی هفتکل ،اهواز،و سایر نقاط شده اند
.این روستا به لحاظ تقسیماتی زیر نظر شهرستان باغملک است ،اما
خدمات دهی آب /برق /و سایر امکانات رفاهی آن توسط شهرستان
هفتکل تامین می شود و به لحاظ فرهنگی همخوانی بیشتری با فرهنگ
هفتکل دارد .هر ساله دشتهای این روستای دوست داشتنی ،بی حضور
پول سفره دل خود را به روی میهمانان باز می کند و با قارچهای
سپید و خوش طعم خود از آنها پذیرایی میکند .دره ها و آبهای
فصلی نیز با ماهی های شور خود در حسرت دیدن تور ها و قلابها و
صدای جوانان روستا لحظه شماری میکنند .اینجا بهار مفهوم واقعی
بهار را دارد و عطر گلهای زرد و سپید و سرخ بر دامان کوههای
شاه نشین هر بیننده ای را مسحور زیبایی خود می سازد .همدلی
جوانان و برگان در قالب انجمن سبز که با اندیشه ی احیاء مجدد
شاه نشین صورت گرفته است نوید روزهای رویایی را می دهد .که می
تواند الگوی خوبی برای روستاهای همجوار باشد تا همه با هم
،پاسبان محیط زیست وفریاد گر دوستی /صلح /آرامش و مهربانی با
کوه و جنگل و دشت باشیم.
دهستان جارو«جاي رود»
بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان
آيدهمي

ريگ آموي ودرشتي راه
او زير پايم پرنيان آيد همي
راجع به وجه
تسميه(( جارو يا جاي رود))بايد گفته شودبه علت آنكه در دير
زمانها رودي در كناره آن مي گذشت واكنون آثار آن بصورت رگه
باريكي در همان مسير جاري است بدين نام ناميده شده است واز
طرفي بدليل جنگل وسيعي كه از يك نوع درختچه يا به زبان محلي
(پرچ)در غرب آن مي روييده و هم اكنون آثاري از آنها باقيست
شايد بدين جهت جارو ناميده مي شده است كه روستاييان آنها را
بريده و خشك مي كرده اند واز آنها انواع سبد وطناب ساخته كه در
بسياري موارد كارريسمان وطناب امروزي را انجام مي داده است .
واما اين
دهستان كه اكثر از دير زمان مركز كلانتر نشين مكوند بوده وهست
از شمال محدود است به روستاي شاه نشين وگندلزار ،از جنوب به
كوههاي بلندي كه مرز جارو وچمن لاله وبرم گاو ميشي است از شرق
به روستاي سرتيوك علياءوازغرب به روستاي شور باريك وبن آسياب
محدود است.
دهستان جارو
دردشتي وسيع كه اطراف آن راتپه ها و كوهپايه هايي فرا گرفته
قرار دارد كه با اولين بارندگي سيمايي بهشتي مي يابد و رويش
انواع گلها تا ارديبهشت هر سال چهرهاي بس زيبا و دل انگيز به
خود مي گيرد ودر قديم قريب5هكتار طول باغهاي آن بوده كه شامل
انواع ميوه هاي درختي مثل انجير وانار ،نارنج وپرتقال وليمو
شيرين ،زرد آلو وانگور وخيلي ميوه هاي درختي ديگر مثل خرما،هلو
سياه ،بادام ،توت قرمز وسياه داشته ولي متاسفانه به علت قطع آب
شيرين ونفوذ آبهاي شور و بي توجهي مسئولين مربوطه تنها يادگار
آن باغهاي پر درخت وميوه تنها نخلهاي سر به آسمان كشيده ويكي
دو باغ مانده كه جلوه اي خاص به اين دهستان مي دهد . وجود آب
شيرين كه از طريق بهداشتي و لوله كشي صرفا جهت شرب به خانه ها
مي رسد وآب آن به حدي مطلوب وشيرين وگواراست كه كيفيتي بالاتر
از آبهاي معدني دارد همچنين دهات اطراف وبيشتر مردم هفتكل از
اين آب استفاده نموده وحتي براي خوشايند مهمان مي گويند چاي با
آب جارو داريم وبراي شربتهاي نوشيدني نيز از آن استفاده نموده
واز مهمان پذيرايي مي كنند.
هيچ روستايي
در مكوند كيفيت آب وهوايي وسرسبزي وطراوتي كه جارو دارد
راندارد تابستانش بهار ،بهارش بهاران است كه هر گردشگري را به
وجد مي آورد با يك بار ديدار از جارو بخصوص در بهار وحتي نيمه
هاي پاييز آنرا از ياد نمي برد در اينجا بد نيست نظر آقاي دكتر
غلامرضا مكوندي را مثال بياورم كه پس از يك ديد ار ماه آنهم در
تابستان، از امريكا براي بنده چنين نوشت:برادر آقاي امير
آقااميري سالها در امريكا بودم وبعداز بازنشستگي پنج قاره
دنيا،و در حدود 26كشور را سياحت نمودم ولي باور كنيد هنوز دلم
در جارووصفاي آنست وهرگز آنرااز ياد نمي برم وجود هواي سالم ،
آسمان پاك پرستاره داشتن آب شيريني كه با آب تهران برابري مي
كند ورودي كه از كنار آن مي گذرد وسرسبزي باغهاي بجا مانده
وتپه هاي ديدني كه اطراف ده رافراگرفته وامامزاده اي بنام
شاهزاده محمود (شهسوار) كه از فرزندان امام موسي كاظم (ع) است
وكنار 500ساله اي كه كنار آنست وقبوربسياري از مردان نامي و
جنگي سوار كه در كنار آن امامزاده خفته اند و همچنين قبور شهدا
جلوه اي ديگر به اين دهستان داده است . كمتر خانه اي است كه در
آن چند درخت نباشد، كمتر خانه اي است در آن آب شيرين لوله كشي
،برق وتلفن نباشد كه هر بيننده اي احساس ميكند نگيني دردل
روستا ههاي اطراف است بهاران وقتي روي تپه هاي اطراف مي نشيني
وبه اطراف مي نگري دهستان را در ميان دشتي از سبزه وگل مي بيني
و بهشتي از داده هاي خداوندي را درآنجا به عينه مي بيني وهمين
باعث مي شود هر كس يكبار از اين دهستان ديدار كند دل از آن
نخواهد كند و اينجاست كه بياد شاه ساماني مي افتيم و اين بار
دهستان جارو را بياد مي آوريم كه :
بوي
جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همي
ريگ
آموي ودرشتي راه او زیر پايم پرنيان آيد همي
وريگهاي
دهستان جارو هم براي ما همچون پرنيان نرم ولطيف است وهر كجاي
دنيا باشيم دل و جانمان بياد جاروي هميشه جاويد است .
نويسنده :امير آقااميري
دبیربازنشسته رودکی
شرحي برگذ شته طايفه لركي و تاريخچه هفتكل
قبل از اينكه
انسانها را از حيث موقعيت اجتماعي رده بندي نمايند لازم به ذكر
است كه همه ما انسانها از يك مبدا بوده و جملگي بندگان حقير
خداوند مي باشيم لذا طبقه بندي جامعه، ازحيث موقعيت اجتماعي
،مايه تفاخروياتحقيركسي به شمارنمي آ يد بلكه خودشرح تاريخ
گذشتگان است كه هركس موقعيت اجدادي ونژادي خويش را بهتربشناسد.
طايفه لركي كه
بالغ بر22تيره مي باشدوواژه لركي كه درواقع همان واژه تركي
،ايلركي به معناي جلوداروپيشرومي باشد ،زيراباتوجه به نوع
وبافت زندگي عشايري،جابجايي وكوچ، مرزخاصي رابراي عشايرقائل
نمي نموده وتعداد كثيري تيره هاي طوايف ايل قشقائي ازجمله
ايلركي ها، پاي رافراترازحريم استان فارس نهاده وبدلايل
گوناگون كه گاها جنبه اقتصادي داشته وبدنبال مراتع غني
تروپربارازموطن واقعي خويش كه همان استان فارس بوده كوچ نموده
وتاحداستانهاي چهارمحال، اصفهان،خوزستان،وبوشهرپيش رفته
اندويابه دلايل سياسي واجتماعي كه ناشي ازجورخوانين وقت بوده
است مبادرت به كوچ نموده اند لذا با استفاده به تاريخ پانصد
ساله خوزستان ،تعدادپنجهزارخانوارازعشايرايل قشقائي ازايل
بريده وبه سمت استانهاي مجاورمهاجرت نموده اندازجمله مهاجرين
اوليه،لركي هابوده اندكه شامل تيره هاي ،اولاد،اولادغني ،حاجي
آغائي ،حاجي خسروي،حاجي بهبودي ،آقاياري، خيرالهي ،جهانگيري
،حاجي علي ويسي ،كلبي،ديگرلي،جليلي (جلاليان)بوربور،رحيمي
صوفي،حسن نوروزي ،قليچي ،محمدتركي ،عليخاني ،وعبدالعلي بوده
است كه ازميان تيره هاي اولاد،حاجي آغايي،حاجي خسروي ،وحاجي
بهبودي اصالتاعرب زبان بوده وخودرانوادگان مالك اشترنخعي صحابه
بزرگ حضرت علي (ع)ميدانندودوتيره ديگربنامهاي صوفي وحسن نوروزي
هم ،فرزندان شخصي عرب زبان بوده اندامامادرآنان ترك قشقايي
بوده است ،يكي ديگر ازتيره هاي طايفه لركي ،جليلي هاياجلاليان
است كه اصالتا لرزبان بوده اوشامل تيره هاي جليلي ،خليلي ،آل
احمدي ،منجي وبارزي وطهماسبي مي باشد كه مجموعه آنهاطايفه
جانكي راتشكيل ميدهدكه موطن اصلي آنان خوني ميرزاولردگان
دراستانهاي چهارمحال بوده است وتيره جليلي هاياجلاليان فرزندان
رئيس عباس ورئيس بومن بوده اندكه تعدادي ازآنان جلاليان
وتعدادي ديگرتحت نام عباسي لقب گرفته اندوپيشوندرئيس كه درواقع
خاص منطقه سروستان فارس وتنگستان استان بوشهربودهه وبه نام
بزرگان آنان اطلاق مي شوده
است0
حدودقريب يكصدسال
پيش شخصي بنام حاجي گرگعلي اولادكه بزرگ طايفه لركي بوده تمامي
اين تيره ها ي پراكنده راگردهمجمع آوري نموده وضمن تشكيل طايفه
لركي ،منطقه سبزكوه دراستان چهارمحال راييلاق آنان ،ومنطقه
ابولفارس درحوالي شهرستان بهبهان قشلاق زرخريدآنان قرارداده
است.ودراين اثنادوحادثه بزرگ روي ميدهدازجمله اينكه هنگامي كه
عشايرطايفه تركي درحوالي هفتكل كنوني درحال قشلاق بسرمي
بردندموردتهاجم هشت سارق قرارمي گيرندكه شخص حاجي گرگعلي
تعدادهفت تن ازآنان راكشته ونفرهشتم رابه عنوان قاصدروانه مي
نمايدلذاازآن تاريخ به بعدبه مناسبت اين حادثه تعدادهفت قطعه
سنگ بزرگ به عنوان كل يا نشانه درمقتل آنان درمحل كوي بلندي
برزمين نشانده مي شودپس ازآن نام هفتكل به عنوان يك مكان
جغرافيايي جايگاه خويش رادرجغرافياي ايران زمين پيدامي
نمايدحادثه ديگراينكه درشهريور 1320كه اوضاع مملكت نابسامان
وآشفته بوده ودر اوائل حكومت پهلوي دستور جمع آوري وضبط
تمامي اسلحه هاي روستاييان وعشاير صادر مي گردد وماموراني با
نام نشان مخصوص ،مسئوليت اين كار را برعهده مي گيرند ،وطايفه
لركي هم به دليل داشتن روحيه صلح جويي وصلح طلبي ،تمامي
سلاحهاي خويش راتحويل ماموران دولتي مي دهند وچون كل طايفه خلع
سلاح مي شوند لذا مورد تهاجم عده اي مهاجم واقع مي گردند تا
بدانجا كه كل اموال آنان شامل بزوگوسفند و ساير احشام به يغما
مي رود وطايفه از آن حالت انسجام خويش خارج مي شود وبعد
ازحفردومين چاه نفتي كشور، درروستاي نمره دو هفتكل واستخراج
نفت واستقرار شركت نفت در منطقه ،دوران مدنيت وشكوفايي هفتكل
آغاز مي گرددتا بدان حد كه پاريس ايران لقب مي گيرد وافراد
طايفه اكثرا جذب محيط كار وشركت نفت ميگردند ودر شهرهاي
هفتكل،اميديه،مسجدسليمان،گچساران مشغول به كار مي گردند وعده
اي ديگر به امورات كشاورزي ودامداري اشتغال مي ورزند كه
درشهرهاي باغملك،رامهرمز،ايذه وهفتكل ساكن مي باشند.ادرات
دولتي درهفتكل تشكيل ودواير مربوط به آنها شكل مي گيرد .
بعد از تخليه
شركت نفت در سالهاي 43-1342تيپ سه مراغه درسال1348به دليل
نزاعي كه ميان كشور ايران وظفار بوجود آمده بود،به هفتكل نقل
مكان نموده ودراماكني كه پيش از اين در اختيار شركت نفت بوده
مستقر ميگردند ،حضور ارتش درمنطقه اثرات مثبت ومطلوب اقتصادي
داشته است زيرا به تبع نيازهاي اساسي آنان ،مشكلات ونيازهاي
ساير مردم غير نظامي هفتكل هم مرتفع ميگردد وتنها بيمارستان
بخش با مساعدت وهمكاري فرماندهي وقت پادگان ،احداث وبنا مي
گردد وچون جمعيت بخش به حدنصاب نرسيده مع الاسف تاكنون ارتقاء
نيافته ودر حد بخش باقي مانده است وامورات شهر تاكنون توسط
بخشداري اداره مي گردد واز حيث اقتصادي اكثر قريب به اتقاق
مردم هفتكل بي بضاعت وفقير ميباشند وهيچ گونه زمينه مساعدي جهت
اشتغال آنان و به خصوص نسل جوان وجود ندارد .بيكاري جوانان
وسردر گمي آنان وگرايش به مواد مخدر ، شرايط راآن چنان تيره
وتار نموده به طوري كه متاسفانه هفتكل داراي بالاترين درصد
خودكشي وبيكاري در استان بوده است .
با تشكيل دادگاه
عمومي وحضور قاضي محترمي كه عزم جدي درامر مبارزه با مواد مخدر
ومفاسد اجتماعي دارند وضعيت رو به بهبودي است هر چند مشكل
اساسي نداشتن شغل وبيكاري جوانان است .اكثر افراد متمكن ساكن
در هفتكل هم به دليل فقدان هر گونه تسهيلات و امكانات رفاهي
،به مركز استان مهاجرت نموده وساليانه تعدادكثيري ازمردم
باتمام دلبستگي ها وخاطراتي كه دراين شهردارند ناگزير ترك وطن
كرده وبه اميد وضع بهتر ،ازهفتكل ميروند كه اين امر موجب ركود
هر چه بيشترمنطقه گرديده است .اميد است باعنايت دست اندر
كاران و مسئولين استاني وكشورمساعدتي ويژه جهت پويايي ورونق
اين بخش محروم صورت گيرد.
مهراب جلاليان
|